پس از کشته شدن پدر دیوی ، او ، مادرش و برادر جوان ترش به دیدن اقوام خود در مکزیکو رفتن. اینجا بود که او با یک مرد جوان آشنا شد ، کسی که به او کمک کرد ، تا قدرت کافی برای غلبه بر ترس خودش رو بدست بیاره...
سام و لئو که با نفرت از هم دیگر بزرگ شده اند و انها دست به کارهای خلاف بزرگی زده اند و حالا با فوت پدر بزرگ انها ثروت بزرگی به انها می رسد و حالا انها دچار سر در گمی شده اند و ...
مایکل دیکسون نگهبان مرزی می باشد که در مرز آمریکا - مکزیک خدمت می کند. او زندگی روان و خوبی دارد و همچنین دارای یک همسر و فرزندی ۵ ساله می باشد. اما بزودی مشخص می شود که او گذشته ای فجیع داشته و حالا رازهای گذشته اش تبدیل به خطری بزرگ برای او شده اند...