این فیلم بلانچ رنارد را دنبال می کند که با گرِگ لاموروکس آشنا می شود ، اما به زودی او خود را در یک رابطه سمی با مردی مالک و خطرناک گرفتار می می بیند ...
گفته می شود که هر بازپرس جنایتی دارد که آنها را آزار می دهد، پرونده ای که بیشتر از بقیه او را آزار می دهد، بدون اینکه او لزوماً دلیل آن را بداند. برای یوهان این قضیه قتل کلارا است.