سامانتا برای کمک به خواهرش، تصمیم میگیرد که با پارکر ویلیامز، صاحب یک تاکستان رقیب، قرار بگذارد. او امیدوار است که این کار باعث شود پارکر موافقت کند که امیلی و تونی با هم ازدواج کنند...
مردی در سال ۱۹۶۹ در هیوستون داستان هایی از زندگی خود به عنوان یک پسر ۱۰ ساله را روایت می کند و داستان هایی از نوستالژی را با روایتی خارق العاده از سفر به ماه می بافد...