
داستان این فیلم در دههی ۱۹۸۰ در هند اتفاق میافتد. چیتی بابو یک مرد فقیر و بیگناه است که از ناشنوایی جزئی رنج میبرد. وی از طریق رساندن آب به زمینهای کشاورزی امرار معاش میکند. داستان فیلم از آنجایی آغاز میشود که برادرش تصمیم میگیرد تا علیه حاکم این روستا که سی سال است آنجا را اداره میکند، قیام کند. از طرفی دیگر ، چیتی بابو تنها نگران سلامتی برادرش است و کارهای زیادی برای حفاظت از وی انجام میدهد و…

داستان فیلم در مورد چهار نفر به نام های (Pandi, Murugan, Afsal , Kumar) می باشد ، آنها در فروشگاه مواد غذایی کار میکنند ، روزی پلیس به محل کار آن ها رفته و بدونه هیچ دلیلی آنها را دستگیر و به زندان میفرستد و در انجا مورد شکنجه و اعتراف برای جرم و جنایت قرار میگیرند ، آن سه نفر که هنوز از ماجرای خبری ندارند و نمیدانند که برای چه شکنجه میبینند و تمام امیدشان را از دست داده اند ، یک پلیس آشنا در محل زندگی شان به کمک آن ها می رود...