

«آقای ربات» در مورد برنامه نویسی جوان به اسم Elliot می باشد که با هک کردن مردم با آنها ارتباط برقرار می کند. او از توانایی های خودش به عنوان اسلحه ای برای حفاظت از کسانی که برایش مهم هستند استفاده میکند، اما ناگهان خودش را بین شرکت امنیتی ای که آنجا کار میکند و دنیای زیرزمینیِ هکرها که وی رو وادار میکنند شرکت های آمریکایی را هک کند، می بیند...

پس از فروپاشی اقتصاد کشور و ایجاد رعب و وحشت میان مردم و ایجاد اغتشاش، دولت مردان به فکر خود بوده و کوچکترین اهمیتی به مردم نمی دادند، تا اینکه مردی پیدا می شود که ادعا می کند پاسخ مشکلات را دارد و زنی هم از او حمایت می کند، اما کسانی هستند که دست به هرکاری می زنند تا او را نابود کنند و برعکس کسانی هم هستند که از جانشان می زنند تا از وی دفاع کنند. حال واقعاً جان گلت چه کسی است؟!


ماموریت چهار ماهه ناو Nathan James در جنوبگان به اتمام رسیده. ناخدا "تام چندلر" و سایر خدمه در صدد بازگشت به کشور هستند که کشتی آنها هنگام سوار کردن "راشل اسکات" محقق میکروب شناسی که در قطب جنوب در حال انجام آزمایشاتی سری است مورد حمله نیروهای خارجی قرار گرفته و آسیب میبیند. اما این تنها آغار ماجراست چرا که به زودی سخنگوی کاخ سفید که حالا کفیل موقت ریاست جمهوری است با او تماس گرفته و خبر از مرگ رییس جمهور و گسترش ویروسی ناشناخته در سرتاسر جهان میدهد که باعث مرگ هشتاد درصد جمعیت کره زمین شده و دنیا را در هرج و مرج عظیمی فرو برده و ظاهرا "راشل اسکات" که نخستین بار ویروس را در قاهره رصد کرده و تا جنوبگان به دنبال آن آمده تنها امید برای یافتن واکسنی برای بیماریست. و این آغاز آخرین ماموریت ناو Nathan James است: زنده ماندن و تلاش برای نجات نسل انسان از خطر انقراض در دنیایی آخرالزمانی.

بزودی سیارکی بزرگ با عبور از جو به سیاره زمین برخورد خواهد کرد و تمام نسل بشر را از میان خواهد برد! این موضوع سبب ترس و وحشت میان مردم شده و البته برای آقای دادج که همسرش به تازگی وی را ترک کرده، این مسئله وخیم تر هست چراکه او در این روزهای آخر در تنهایی مرگ را تجربه خواهد کرد! به همین دلیل دادج تصمیم می گیرد تا به دنبال دوست دختر سابقش برود که سالها پیش او را ترک کرده بود تا بتواند روزهای آخر عمرش را با او بگذراند...