
«ژنرال جو کامبل» (کرامول) از فرماندهان شایسته ی ارتش و ظاهرا شخصیتی بی عیب و نقص است. وقتی که دختر ژنرال، «سروان الیزابت کامبل» (استفانسن) به طرز فجیعی به قتل می رسد، او دچار بحران شخصیتی و سیاسی می شود. حالا «پل برنر» (تراولتا)، افسر بخش جنایی ارتش و «سارا نهیل» (استوو)، افسر آگاهی، مأمور رسیدگی به پرونده ی قتل می شوند...


سریال **Sex and the City** (سک*س و شهر) داستان زندگی چهار دوست صمیمی به نامهای کری، سامانتا، شارلوت و میراندا را روایت میکند که در شهر پرجنبوجوش نیویورک با چالشهای مختلف عشق، دوستی، کار و زندگی روزمره روبهرو میشوند. این سریال با طنز دلنشین و پرداختی عمیق به روابط انسانی، نشان میدهد که ۴ خانم زیبای نیویورکی چگونه در جستجوی خوشبختی و تعادل در زندگی شخصی و حرفهای خود تلاش میکنند. یک داستان پر از لحظات خندهدار، عاشقانه و تأملبرانگیز که مخاطبان را به دنیای جذاب و پرزرقوبرق نیویورک میبرد.

انتي کات، تعطيلات عيد شکرگزاري، سال ۱۹۷۳. «پل هود» (مگواير) پسرک شانزده ساله ي خانواده اي مرفه، دبيرستان را رها مي کند و براي گذراندن تعطيلات به خانه مي آيد؛ ولي با در نظر گرفتن تنش حاکم بر خانه و ميل و علاقه ي شديدش در به دست آوردن دل «کيسي» (هولمز) – دختري اهل منهتن – همان بهتر که در دبيرستان باقي مي ماند.

"فیت" اعتقاد دارد دو نیمه گمشده می توانند به هم برسند. او بر روی یک تخته، نام نیمه گمشده خود را پیدا می کند، "D-A-M-O-N B-R-A-D-L-E-Y". بعدها در یک کارناوال، یک پیشگو نیز نام "دیمون بردلی" را از گوی شیشهای اش به او می گوید و "فیت" بطور کامل به این مسئله اعتقاد پیدا میکند...