
داستان فیلم در مورد یک مرد موفق نیویورکی است که از تراژدی شخصی رنج میبرد و به همین دلیل، در زندگیاش گوشهگیر شده و به انزوا رفته است. اما دوستاناش که خیلی برای او ارزش قائل هستند، قبل از اینکه همه چیز را از دست دهد، یک نقشه طرح میکنند تا او را نجات دهند. آنها او را به جایی میرسانند که بتواند حقیقت را ببیند…


داستان سریال حول شخصیت مرد جوانی به نام Kyle Barnes متمرکز شده است که از کودکی روح و جانش تحت تسلط شیاطین قرار گرفته است و حال قصد دارد با کمک کشیشی به نام Anderson که خود نیز به نحوی تحت تسلط شیاطین می باشد علت این امر را دریافته و به زندگی عادی خود بازگردد.اما در تلاش برای یافتن پاسخ پرسش های خود با حقایقی آشنا می گردد که نه تنها سرنوشت او بلکه سرنوشت کل بشریت را می تواند تغییر دهد.


Kimmy که به همراه چهار دوست خود برای مدت پانزده سال در یک پایگاه زیر زمینی در ایندیانا تحت لوای فرقه ای آخرالزمان گرا به دور از تکنولوژی های نوین زندگی کرده است توسط پلیس نجات داده می شوند و پس از آنکه تبدیل به تیتر یک رسانه ها می شوند جهت حضور در برنامه تلویزیونی پر بیننده ای به نیویورک دعوت می شوند.اما Kimmy که سال های زیادی از زندگیش را از دست رفته میبیند پس از برنامه از بازگشت به ایندیانا خودداری کرده و تصمیم می گیرد تا با گشت و گذار در نیویورک علاوه بر گذراندن دورانی خوش با تغییرات دنیا در این سال ها آشنا شود.ولی مشکل از جایی شروع می شود که او در این دنیای غریبه برای ادامه زندگیش به شغلی و محلی برای خواب نیاز دارد اما آشنایی و هم خانه شدن او با مرد عشق بازیگر شدنی به نام Titus او را در مسیر جدیدی قرار می دهد.


داستان سریال از اولین روزهایی که کارآگاه گوردن به ادارهی پلیس شهر گاتهام میپوندد شروع میشود و افسر ارشد کلانتری گاتهام یعنی سارا ایسن طی اتفاقاتی کارآگاه جیمز گوردن و هروی بولاک را استخدام میکند و این سه تن قرار است بر روی اسرار آمیز ترین پروندهی حل نشدهی شهر گاتهام یعنی پروندهی قتل توماس و مارتا وین (پدر و مادر بتمن) تحقیقاتشان را آغاز کنند. در این تحقیقات جیمز گوردن بروس وین را ملاقات میکند. بروس فرزند توماس که کشته شده است هست و برای انتقام گرفتن از قاتلین پدر و مادرش از راهی که خودش میخواهد وارد می شود و این شروع افسانه ای به نام شوالیه ی تاریکی (بتمن) می شود.