
داستان این فیلم دربارهی یک شاهزادهی جوان و سرسخت به نام هال میباشد که بعداز مرگ پدر مستبدش اکنون وارث تاج و تخت پدرش میشود و به زودی باید به قصر و زندگی که از آن فراری بوده برگردد و تاج پادشاهی انگلیس را بر سر گذاشته و کاخ و کشور و همینطور مردمش را از هرج و مرج و نابودی نجات دهد. اما…


راس پولدارک تصمیم میگیرد برای اینکه به جرم قاچاق محاکمه نشود، دختر مورد علاقه اش الیزابت را ترک میکند و به ارتش ملحق شود. وقتی ۳ سال بعد به خانه بر میگردد متوجه میشود که پدرش مُرده، خانه بزرگ آنها ویران شده، ثروتشان از دست رفته و معشوقه اش به نامزدی پسر عمویش در آمده است. او در راه برگشت به خانه دختری را از کتک خوردن نجات میدهد و او را به عنوان خدمتکار آشپزخانه استخدام میکند، اما همشهریهایش از برگشتن بچه پولدار شهرشان که قصد پس گرفتن موقعیتش اجتماعیش را دارد زیاد راضی نیستند و همین باعث ایجاد بر خوردهایی بین آنها و راس میشود که عواقب ناخوشایندی را برای وی در پی دارد...