

سریال داستان مبارزه و بر سر قدرت ماندن است. داستان قانون شکنی و سر خم فرو نیاوردن در مقابل فانون و قانون گذار. داستان زندگی دویست ساله مردان و پسرانی که در دل تپه ها و بیشه زار های رشته کوه آپالاش سکونت دارند. قبیله ای همچون یک خانواده که اعضایش با هم اُخت گرفته و در نگه داشتن عهد و پیمان وفاداریشان استوارند و هر قومی بخواهد حد و مرزی را برای فارل ها مشخص کند، باید خود را برای نبردی حماسی با آنها آماده کند...

«چارلی» ( هیو جکمن ) یک بوکسور حرفه ای سابق است که اینروزها بجای خودش، رباتها را به رینگ مبارزه می فرستد. این نوع مسابقه که از محبوبیت فوق العاده بالایی برخوردار است، مدتهاست که تبدیل به میدانی برای عرض اندام انسانها به وسیله رباتها شده و پیروزی در آن هم مزایای خوبی برای برنده دارد. چارلی که ربات خود را برای مسابقات آماده می کند، ناگهان با پسری ۱۱ ساله مواجه می شود که ادعا می کند پسر واقعی اوست...


سریال" عشق بزرگ" از سه خانه در جوار یک دیگر شروع می شود، در هر یک از این خانه ها زنی خانه دار با تعدادی بچه با سنین مختلف زندگی می کنند. "بیل هنریکسون" صاحب فروشگاهای زنجیره ای لوازم ساختمانی، تنها مردی است که به این سه خانه رفت آمد دارد ، با این تفاوت که برای ورود به این خانه ها ، همیشه از یک در و یک خانه استفاده می کند، و برای ورود به دو خانه دیگر از حیاط پشتی خانه ها که به هم متصل است بهره می برد.