
داستان این انیمیشن بین دو گروه عجیب و غریب اتفاق می افتد. یک دسته، کوتوله هایی هستند که وظیفه محافظت از زمین را دارند و از سال ها پیش به صورت نسل در نسل این وظیفه را بر عهده داشته اند که نام آنها گنوم می باشد. دسته دیگر بی مصرف ها هستند که از همه چی مصرف می کنند! و نابود میکنند که نام آن ها Trogg است. داستان از آنجا آغاز می شود که کلوئه دختر باهوش دبیرستانی وارد خانه جدیدش می شود و باید موقتا چند روز دور از خانواده آنجا زندگی کند. ابتدا او در محض ورود با عروسک کوتوله ها یا همان گنوم روبروی می شود و همه چیز برایش عادی به نظر می رسد تا به مرور زمان متوجه وقوع اتفاقات عجیبی در آن خانه می شود و...


آستر و یونو در بدو تولد در کلیسایی رها شدند و به شکل جدا نشدنی با هم رشد کردند. در روزگار کودکی آنها با یکدیگر عهدی بستند تا بر سر امپراتور جادوگران شدن رقابت کنند. هرچند، وقتی بزرگ شدند تفاوتی بین آنها آشکار شد. یونو نابغه نابغه ای در جادوگری با قدرت و تسلط بالا بود، درحالی که آستر به کلی نمیتوانست از جادو استفاده کند. ولی تلاش میکرد کمبود خود را با تمرین فیزیکی جبران کند. وقتی آنها در سن ۱۵ سالگی گریمورشان را دریافت کردند، یونو کتابی شگفت انگیز با شبدر چهار برگ دریافت کرد (به اکثر مردم شبدر سه برگ میرسد)، درحالی که به آستر هیچ چیز نرسید. هرچند، وقتی یونو در خطر بود حقیقت در مورد قدرت آستر نمایان شد؛ به او یک گریمور با شبدر پنج پر رسید، یک “شبدر سیاه”! اکنون دو دوست پا در عرصه جهان میگذارند، هردو با هدفی یکسان!


ناروتو یک نینجای جوان بود که استعداد عجیبی برای آزار و اذیت کردن دیگران داشت، او به رویای خود یعنی تبدیل شدن به قویترین و برترین نینجای دهکده خود رسید و سرانجام چهرهی صورت ائ را به عنوان هوکاگه در کنار دیگر هوکاگه ها برای یادبود قرار دادند. اما این بار دیگر داستان متعلق به ناروتو نیست بلکه درباره نینجاهای جوانی از نسل جدید است که آمده اند تا جا پای او و گذشتگان بگذارند و اتفاقاً سر دسته آنها پسر ناورتو، یعنی بروتو است...

داستان انیمه حول محور دانش آموزی به نام "نیشیمیا شوکو" است که از اختلال شنوایی رنج می برد. او به یک مدرسه جدید منتقل می شود، جائی همکلاسی هایش مخصوصاً یکی از آنها به نام "ایشیدا" به او زورگویی میکنند. زمانی که "نیشیمیا" مجبور میشود دوباره به مدرسه دیگری برود، "ایشیدا" که خودش را مقصر این کار میداند دچار عذاب وجدان می شود و...


کاگیاما شیگئو ملقب به آ.کی.آ اوباش یک رتبه ی هشتمی در استفاده از توانایی های ذهنی و روانی! او از کسایی بود که وقتی بچه بود میتونست قاشق خم کنه و با قدرت ذهنش اشیاء را جا به جا کنه اما کم کم دیگه از قدرت هاش استفاده نکرد چون نمیخواست جلوی دید منفی مردم بیشتر از این قرار بگیره و در حال حاضر تنها چیزی که میخواست دوست شدن با دختری به اسم تسوبومی بود یکی از همکلاسی هاش! با تمام توانی که برای پوشوندن قدرتش از همه گذاشته بود مثل هر روز به زندگی روزمره ی خودش ادامه می داد و سعی می کرد در راه هدفش حرکت کنه!!