

داستان سریال درباره زندگی کاری و خانوادگی دو پزشک جراح پلاستیک مشهور در میامی می باشد. این دو پزشک بعضا از لحاظ شخصیتی کاملا متفاوت هستند. دکتر ""شان مکنامارا" دکتری ماهر و متخصص است که مرد خانواده است، کم حرف و تو دار و صادق است و به اصول پزشکی وفا دار است. در مقابل دکتر " کریسشن تروی" زرنگ و پول پرست است، با زنان بسیاری ارتباط دارد و چندان به اصول پزشکی و حرفه ای پای بند نیست، او حتی حاضر است به همکار خود دروغ بگوید و چهره مجرمی تحت تعقیب را در مقابل در یافت مبلغی هنگفت عوض نماید ، او با زنانی که خود و همکارش چهره یا بدن آنها را زیبا یا اصلاح کرده ، هم بستر می شود و برای خلق دوباره چنین زنان زیبایی بر خود درود می فرستتد...

«کوين پوپ» (راک)، جاسوس سيا، در جريان خريد يک بمب اتمي از بازار سياه به قتل مي رسد. هم کار او «گيلرد اوکس» (هاپکينز) براي اين که بتواند معامله را به انجام برساند بايد وانمود کند که «پوپ» زنده است. بنابراين به ناچار دست به دامان برادر دوقلوي «پوپ» تيغ زن آسمان جلي به نام «جيک هيز» (راک) مي شود...