ماریگابی روزها دانشجوی پزشکی است – و شبها زندگیها را با خانوادهاش در آمبولانسهای خصوصی مکزیکوسیتی نجات میدهد. از آنجایی که فشار هر دو دنیا تهدید می کند که او را به پایین بکشاند، ماریگابی هر کاری که لازم باشد انجام می دهد تا سرپا بماند.
زنی که در بدو تولد رها شده است، به دنبال انتقام از مادرش است. او با نفوذ به زندگی چهار زن، سعی می کند مادر واقعی خود را پیدا کند و بفهمد چرا او را ترک کرده است.