

داستان سریال در دههی هشتاد میلادی جریان دارد ، جایی که خلافکاری به نام گالاردو بزرگترین امپراطوری کارتل را در کشور مکزیک ایجاد میکند. در این بین یک مامور سرسخت به نام کیکی کامارنا خانوادهاش را از کالیفرنیا به شهر گوادالاخارا در مکزیک میبرد تا روی پروندهی کارتل گالاردو تحقیق کند و…


سریال به خانواده های «جی پریچت»، دخترش «کلر» و پسرش «مایکل» که همه در لس آنجلس زندگی می کنند می پردازد. «کلر» مادر خانه داری است که همسر «فیل دانفی» است و سه بچه دارد. جی با «گلوریا»، دختر جوان کلمبیایی ازدواج کرده است و به او کمک می کند تا پسر نونهالش را بزرگ کند. «مایکل» و پارتنرش «کامرون تاکر»، کودکی ویتنامی بنام «لیلی»، را به فرزند خواندگی گرفته اند.

لینا کاپیتان تیم تشویق کنندگان مدرسه ایی در شرق لوس آنجلس برای بردن جام قهرمانی آماده میشود اما در این هنگام مادر لینا دوباره ازدواج میکند و لینا دچار یک افسردگی میشود اما در کنار این افسردگی او مجبور میشود به همراه مادر و پدر جدید خود شهر و مدرسه خود را ترک کند و به محلی جدید برود...