
این فیلم در دههٔ ۱۹۵۰ در هالیوود اتفاق میافتد. داستان روی نورما دزموند تمرکز دارد؛ هنرپیشهای بازمانده از دوران سینمای صامت، که اینک با اختلالات روانی رو به رو است. وی در ویلایی رو به ویرانی، همراه با با مردی که قبلاً شوهرش بوده و حال خدمتکار اوست، در سانست بولوار زندگی میکند. نورما در حالی که هنوز آرزوی بازگشت به صحنه را دارد، تصادفاً با نویسندهٔ جوان اما موفقی آشنا میشود و کم کم به او علاقهمند میگردد. چندی طول نمیکشد که این رابطه با قتل و جنون پایان میپذیرد.

"کاپیتان ویلیام کانفیلد" یک قایق بخار قدیمی داشته و برای بدست آوردن مسافر با "جان جیمز کینگ" بانکداری قدرتمند که یک کشتی جدید دارد رقابت می کند."ویلیام" متوجه می شود که پسرش با قطار از بوستون برای دیدن او وارد شهر می شود.پس از رسیدن "ویلی" پدرش او را آموزش می دهد تا بر روی قایقش کار کند و...