پرووانس، دهه ي ۱۹۳۰. «اوگولن سوبيران» (اوتوي) به کمک توطئه اي که با عمويش، «سزار» (مونتان) طرح کرده بود، در کسب و کار پرورش گل به موفقيت رسيده است. او دل باخته ي «مانون» (بئار)، دختر «ژان دو فلورت»، (مزرعه داري که طي اين توطئه به خاک سياه نشست و مرد) شده است.
یک پلیس کهنه کار فاسد هنر رشوه دادن را به شریک جوان خود آموزش می دهد. این تازه کار معلوم می شود دانش آموز فوق العاده توانمندی است و به زودی از معلم پیشی می گیرد...