
"فرانک" (برين) که متولد بروکلين نيويورک است، هم راه خانواده اش به ليمريک ايرلند مهاجرت کرده است. پدرش، "مالاکي" (کارلايل) و مادرش، "آنجلا" (واتسن)، ناتوان از اداره ي خانواده در امريکا، به اميد داشتن زندگي بهتر به موطن خود نقل مکان کرده اند. اما زندگي در ليمريک هم به نوبه ي خود دشوار است...

«فيليشيا» (کسيدي) از دهکده اي کوچک در ايرلند به اميد يافتن محبوبش راهي برمنگام مي شود. او خيلي زود با «هيلديچ» (هاسکينز)، مدير يک مؤسسه تهيه ي غذا آشنا مي شود. «هيلديچ» يد طولايي در استفاده و سوء استفاده از زنان بي خانه و کاشانه دارد و «فيليشيا» را به چشم قرباني تازه ي خود مي نگرد...

دني فلين، مشت زن سي و دو ساله، پس از تحمل چهارده سال حبس به خاطر فعاليت در ارتش آزادي بخش ايرلند، از زندان آزاد مي شود و پس از بازگشت به خانه به ديدن مگي، محبوبه ي سابقش مي رود. او مي خواهد دوباره کار مشت زني را آغاز کند. اما اعضاي ارتش آزادي بخش، با اين کار مخالفت مي کنند...