

ده هزار انسان در زمین باقیمانده و مجبور شدهاند که به علت هوای سمی کره زمین، در سیلوهای غولپیکر زیرزمینی که عمقی به میزان صدها طبقه دارند، زندگی کنند. در این مکانها مردم در جامعهای زندگی میکنند که پر از آئیننامههای نوشته شده برای محافظت از آنها میباشد اما هیچکس نمیداند که چرا و چه زمانی این سیلوها ساخته شدهاند.

کارتر همسری زیبا و فرزندی که هنوز به دنیا نیامده دارد. تنها ضعف او نداشتن شغل و برنامه ریزی برای کارهایش و نامنظم بودن بعنوان یک پدر است. کارتر مدت زیادی به دنبال شغل میگشت تا در نهایت بعنوان یک راننده استخدام میشود. شغل او به نظر رانندگی میآمد تا اینکه متوجه میشود در حقیقت او در حال انجام کاری شرمآور است...


در منطقه ی بسیار ارزشمند و دارای تکنولوژی فوق پیشرفته یعنی “دره ی سیلیکان”ِ عصر جدید،افرادی که صلاحیت و توانایی به موفقیت رسیدن را دارا می باشند، کم ترین توانایی را در حفظ موفقیت ـشان دارند.کمدی ای الهام گرفته از تجربیات “مایک جاج”که در اواخر دهه ی ۸۰ بعنوان یکی از مهندسان “دره ی سیلیکان” بوده است.


«ریک» یک افسر پلیس است که بعد از گلوله خوردن در حین ماموریت، چندین ماه در بیمارستان بیهوش بوده است. وقتی که او بیدار می شود، می فهمد که دنیای اطرافش توسط زامبی ها (مرده های متحرک) تسخیر شده است، و به نظر میرسد که او تنها شخص زنده است. او برای پیدا کردن خانواده اش به شهر آتلانتا می رود، و در آنجا به گروهی از بازمانده ها بر می خورد که در خارج از شهر ساکن شده اند. همسرش «لوری» و پسرش «کارل» و همینطور بهترین دوستش، «شین» در میان بازمانده ها هستند. اکنون او بهمراه دیگر بازمانده ها باید در دنیایی که پر از مرده های متحرک است، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند...