مخترعي (وان دايک) يک ماشين مسابقه را تعمير مي کند و به آن قدرت هاي جادويي مي بخشد. سپس به بچه هاي صاحب ماشين کمک مي کند تا شورش موفقي را عليه ملکه ي سرزميني که از بچه ها نفرت دارد به راه بيندازند.
جوانی سرکش که بعد از دستبرد زدن به یک نانوایی محکوم به گذراندن مدت زمانی در مرکز بازپروری شده، با اثبات تواناییهای خود در دو و میدانی خود را نشان می دهد. در زمانهای دویدن او به زندگی گذشته خود فکر کرده و تصمیم به بازنگری زندگی خود می گیرد...
«پرفسور ج. اچ. دور» (هنکس) که در واقع دزدي سابقه دار است قصد دارد با هم کاري چند نفر به کازينويي در نيواورليانز دست برد بزند. او براي اجراي نقشه اش اتاقي را در خانه ي پيرزني ساده دل و به شدت مذهبي و پاي بند اخلاق به نام «ماروا مانسن» (هال) اجاره مي کند.