« جوديت تراهرن » ( ديويس ) دختر ثروتمند و بىقيد و بند در مىيابد كه تومور مغزى دارد. او دلباختهى پزشك معالجش ، دكتر « فردريك استيل » ( برنت ) مىشود و آن دو ازدواج مىكنند.
راکی سالیوان، خلافکار معروفی که سال ها زندانی کشیده، بعد از آزادی، به دنبال طلبش می رود در حالیکه دوست قدیمی اش جری، که اکنون کشیش درستکاری شده، می خواهد با تشکیلات فاسد جامعه مبارزه کند که به ناچار، راکی هم یکی از آنهاست...
یک مرد جوان تبدیل به یک دکتر جادوگر میشود و با فریب کاری، زنان عاشق او میشوند و او تصمیم دارد که انها را تبدیل به برده خود کند ولی با محاسبات اشتباه انها تبدیل به زامبی میشوند...