«جوئل» ( کروز ) جواني است صاف و ساده با آرزوهايي بزرگ براي آينده اش که با پدر ( پراير ) و مادر ( کارول ) مصلحت انديش و معقولش در حومه ي شيکاگو زندگي مي کند. پدر و مادر به سفر مي روند و «جوئل» شروع مي کند به لذت بردن از تنهايي و آزادي اش در خانه ي شيک و خالي.
مرد جوانی در مدرسه خصوصی یک شب دیوانه وار را بیرون می گذراند، اما به زودی متوجه می شود زنی که با او ارتباط برقرار کرده، آن چیزی نیست که انتظارش را داشت...