

Harry Bosch مامور پلیس لس آنجلس که برای دومین بار متهمی را به اشتباه به قتل میرساند، منتظر رای دادگاه می باشد که ممکن است او را از کارش تعلیق کند. او همچنین در این بین پرونده قاتل سریالی را دنبال میکند که این قاتل بچه های کوچک را هدف قرار میدهد و معلوم نیست تا کنون چند بچه سر به نیست شده اند و تنها استخوان هایی از آن ها باقی مانده است...


بن که به تازگی پدر شده است و از این اتفاق بسیار شگفت زده شده است ,و به برادرش و دوستش تاکردر یک آپارتمان زندگی میکند.رایلی دختری که در قدیم عاشق بن بوده به تازگی وارد شهر شده است و مادر بن نیز تازگی به شهر نقل مکان کرده است که این افراد در کنار هم اتفاقات کمدی بسیار جالبی را برای بیننده به ارمغان می آورند...


دختر ۱۶ ساله ای بنام «کیسی» از کالیفرنیا به واشنگتن می رود تا همراه مادربزرگش زندگی کند، و در آنجا عاشق پسری بنام «آدام» می شود. اما وقتی که در دبیرستان ثبت نام می کند، در میابد که او، آدام، و همینطور دیگر دانش آموزان نخبه ی آنجا جادوگرند. کیسی با سردسته ی آنها که دختری بنام «دیانا» است دوست می شود، اما به زودی می فهمد که میان دیانا و آدام رابطه ای وجود دارد...

ابی ریچتر (کاترین هیگل) تهیه کننده یک برنامه تلویزیونی صبحگاهی در ساکرامنتو ، کالیفرنیا است. او به طور قطعی به عشق حقیقی اعتقاد دارد و از حامیان سرسخت کتاب هایی مثل مردان مریخی و زنان ونوسی است. او بعد از یک روز خسته کننده به خانه بر می گردد و یک شوی تلویزیونی با نام “حقیقت تلخ” با مجری گری مایک چادوی (جرارد باتلر) می بیند. برنامه ای که درباره روابط با بد بینی صحبت می کند. ابی به برنامه او تماس می گیرد و با او جر و بحث می کند بعد فردا او را در ایستگاه تلویزیونی می بیند و میفهمد که تهیه کننده برنامه اوست…