«جوئل» ( کروز ) جواني است صاف و ساده با آرزوهايي بزرگ براي آينده اش که با پدر ( پراير ) و مادر ( کارول ) مصلحت انديش و معقولش در حومه ي شيکاگو زندگي مي کند. پدر و مادر به سفر مي روند و «جوئل» شروع مي کند به لذت بردن از تنهايي و آزادي اش در خانه ي شيک و خالي.
داستان در مورد یک بار میباشد در بوستون که آدم هایی که در آنجا کار میکنن و کسانی که به آنجا میروند تجارب زندگی های خودشان را با یکدیگر به اشتراک میگذارند و همچنین در همین بین اتفاقات کمدی هم رخ میدهد و …