این فیلم یکی از شاهکار های سینماست.دیالوگ های فوق العاده پرمغز و قوی با شخصیت پردازی فوق العاده جوریه که واقعا خودتون درد کاراکتر هارو حس می کنید.سکانسی که توی ویتنام بازی میکنن رو ببنید و به قدرت دنیرو پی ببرید.گریه هاش و طرز حرکن چشمهاش فوق العاده است.حتما حتما این شاهکار رو ببنید.
0
yoki.2000
۸ سال پیش
یس یس یس ...
1
امیررضا بهره مند
۸ سال پیش
فيلم خوبي بود داستان خوبي هم داشت و پايان فيلم هم عالي فقط انها نكته بد اين فيلم زيادي كش دادن داستان فيلم بود و خيلي بخشهاي اضافي زيادي داشت فيلم نمره من ۸از۱۰
2
siavash2020_d
۸ سال پیش
فیلم معرکه ایه واسه دانلودش شک نکنین
2
siavash2020_d
۸ سال پیش
فیلم خوبیه و ارزش دیدن رو داره شک نکید
2
marwanjan30
۸ سال پیش
از دید این حقیر ک یکی از بهترینهای دنیرو هستش ، فیلمشم فوق العاده زیبا دیدم
1
1
۸ سال پیش
اسپویل ،، وقتی که از چیزی می ترسی فقط کافیه که باهاش رو به رو بشی و فقط کافیه که همین اتفاق برای مرگ بیافته ،، دیگه از مرگ نمی ترسی و شاید تو رو بی باک در نظر بگیرند ولی برای خیلی ها وقتی که دیگه از مرگ نترسی دیگه از زندگی هم نمی تونی اونقدر لذت ببری ،،، و این جاست که داستان زندگیت دیگه توسط هیچ کس درک نمی شه ........ و برای تو هم مهم نیست که درک نمی شه ،، این جاست که روحی که داره به زندگی خودش ادامه می ده تنهایی واقعی رو درک می کنه ،،
1
saeedazadps
۸ سال پیش
بیش از اندازه طولانیه
2
MJ
۸ سال پیش
همچین آش دهن سوزی هم نیست فقط موسیقی متن خوبی داره داستانش در حد فیلم هندی بود
3
mojtaba.bahadori12
۸ سال پیش
تاثير گذاري اين فيلم واقعا قابل تقديره با سكانس هاي به ياد موندني اي كه داره و انتخاب بازيگران فوقالعاده يكي از به يادموندني ترين فيلم هاييه كه تاحالا ديدم شاهكار كويستوفر واكن از نظر من موسيقي متن هم عاليه ١٠
3
سامان صیادی
۸ سال پیش
چقدر اینفیلم خوب رو من دیر دیدم !!
6
hamoon.s2
۹ سال پیش
خیلی وقته این فیلم توی آرشیومه ، ولی همین دیشب دیدمش که امروز کارگردانش درگذشت ، یادش گرامی باد ... :(
12
حمید غفوری
۹ سال پیش
«شکارچی گوزن» مایکل چیمینو یک فیلم سه ساعتی است که در آن سه دسته حرکت اصلی وجود دارد. یکی حرکت از عروسی به سمت تشیع جنازه ، دیگری داستان گروهی از دوستان که به شکار گوزن می روند و درآخر اینکه چگونه جنگ ویتنام وارد زندگی چندین نفر شد و زندگی آن ها را برای همیشه دگرگون کرد. این فیلم یک فیلم جنگی یا ضدجنگ نیست بلکه یکی از احساسی ترین و غم انگیز ترین فیلم هایی است که تا کنون ساخته شده است. فیلم با مردانی شروع می شود که در جایی در پنسیلوانیا به کار در کارخانه فولاد مشغول اند. زنگ کارخانه به صدا در می آید، شیفت آن ها تمام شده است. مردان برای خوردن نوشیدنی آوازخوان به سمت پایین جاده می روند غافل از اینکه بدانند این روزها آخرین روزهای زندگی شیرینشان است
فیلم وقت زیادی از خود را صرف نشان دادن سکانس های آغازین می کند. کوره ی ذوب فولاد و مخصوصا مراسم عروسی و جشنی که در سالن برپا شده است. این سکانس ها مهم اند، نه به این دلیل که ما را با شخصیت های داستان آشنا می کنند بلکه ما را وادار می کنند با زندگی شان خو بگیریم؛ آن وقت دیگر این مراسم عروسی برای ما معنی بالاتری از یک جشن قومی و قبیله ای پیدا می کند.
بالاخره جشن عروسی تمام می شود. این جشن هم شبیه چشن عروسی درفیلم «پدر خوانده» است با این تفاوت که در اینجا گروهی کارگر هستند که جشن گرفته و به سلامتی تازه عروس و داماد می رقصند و می نوشند و در آخر هم با سه تن از جوانهایی که قرار است به ارتش ملحق شوند وداع کنند. پس از آن دوستانی را می بینیم که برای شکار گوزن سر به کوه می گذارند. در آن جا مکالماتی به سبک همینگوی بر سر فلسفه ی کشتن گوزن شکل می گیرد. تیجه گیری آن می شود که اگر قرار است شلیکی انجام شود برای انجام کاری معنا دار است.
بعد از آن ویتنامی ها را می بینیم که ناگهان تصاویر را در اشغال خود دارند. در این بخش فیلم هدف نشان دادن تجربه ای است که سه تا از آن دوستان سابق (رابرت دنیرو ، کریستفر والکن و جان ساویج) با هم دارند و در آنجاست که یکی از مخوف ترین سکانس های تاریخ سینما نشان داده می شو . جایی که سربازهای ویتنامی سربازان آمریکایی را رو به روی هم روی میز نشانده و آنان را مجبور می کنند رولت روسی بازی کنند، و خودشان روی اینکه کدام یک می برند شرط بندی می کنند. و هر کس که بازی نکند کشته می شود.
بازی رولت روسی به سنبل سازماندهی شده ای برای نسبت دادن به جنگ تبدیل شد. هر آنچه شما از این بازی بیشتر یاد بگیرید، جنگ را بیشتر می فهمید. خشونت بسیار بالا ولی محاسبه شده، تغییرعقلانیت انسان ها وقتی مجبور به بازی کردن می شوند این ها همه به خود مفهوم جنگ بر می گردند. این سنبل یک سنبل بسیار شایسته است، چون که در تار و پود این داستان بیانیه ی محکمی در غیر ضروری بودن جنگ می دهد.
دنیرو شخصیتی است که به هر نحو ممکن توانایی ادامه دادن را در خود پیدا کرده و والکن و ساویج را نیز وادار به ادامه دادن می کند. او از زندانی که آنها را زندانی کرده اند فرار می کند و بقیه را نیز نجات می دهد. بالاخره دنیرو به خانه بر می گردد، او آنجا یک قهرمان است. نیمچه استقبالی هم از او می شود اما پس از آن سکوت. سکوتی که شاید هیچ کداممان نتوانیم کاملا حس اش کنیم. مدت زیادی طول می کشد که برای دیدن ساویج که پاهایش را از دست داده به بیمارستان برود. در آنجا می فهمد که والکن هنوز در ویتنام است. او در آن شب عروسی زیر یک حلقه ی بسکتبال به والکن قول داده بود که او را در ویتنام تنها نگذارد. اکنون دنیرو برای برگرداندن والکن به ویتنام بر می گردد. قول دنیرو یک قول نوجوانانه بود اما از آن نوجوانی چیزی در والکن زنده، در شهر سایگون، چیزی دیده نمی شود. او کارش بازی کردن رولت روسی است، آن هم به صورت حرفه ای.
مرسوم است وقتی یادداشتی بر فیلمی نوشته شود از قسمت هایی از فیلم که شایسته ی انتقادند انتقاد شده و آن دسته که شایسته ی ستایش اند ستایش شوند: بازیگران ، کارگردان ، فیلمبرداری و ... من می گویم «شکارچی گوزن» فیلم بی عیب و نقصی نیست: جاهایی از فیلم هست که بازی بازیگران قانع کننده نیست، جزئیات نامعقولی در فیلمنامه وجود دارد (مثلا ماندن کریستوفر والکن در ویتنام) و ابهام غیر ضروری در شخصیت دنیرو. و همچنین می توان گفت ترکیب تیم بازیگری در فیلم بی نظیر است. به طوری که بعد از تجربه ی این فیلم تجربه ی دیدن فیلم هایی چون «بانی و کلاید»، «پدر خوانده» و «نشویل» از نظر قدرت تیم بازیگری برایتان کم رنگ می شود. فیلم شما را گرفته و جمع می کند، همین طور بالا می برد و رهایتان نمی کند.
گفته شده «شکارچی گوزن» درباره ی موضوعات زیادی است: دوستی مردان، میهن پرستی کورکورانه ، آثار غیر انسانی جنگ و یا اکثریت خاموش نیکسون*. موضوع فیلم هر کدام از این ها که گفته شد می تواند باشد اما از همه مهم تر این فیلم یک ماشین داستانی غم انگیزی است که همیشه مشقت و سختی دوران جنگ ویتنام را به یادمان خواهد آورد. چه لزومی دارد که فکر کنیم «شکارچی گوزن» ضد جنگ است؟ اصلا فکر کنیم که نیست، به جهنم. همه ی ما ضد جنگیم. چیزی که فیلم اصرار دارد که به ما نشان دهد این است که ما هرگز جنگ ویتنام را فراموش نمی کنیم. فیلم با یادداشت عجیب و غریبی تمام می شود: سرود خدا آمریکا را حفظ کند. لیریک این ترانه هیچگاه برای من اینقدر تداعی مفاهیم ممکن بی کران را نداشته است. مفاهیمی بعضا تلخ، غم انگیز و تعداد بسیار کمی به شدت امیدوار کننده.
*اکثریت خاموش لفظی است که نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا در سخنرانی اش در ۳ نوامبر سال ۱۹۶۹ خطاب به آن دسته از مردمی گفت که برای اعتراض به جنگ ویتنام به خیابان ها نیامدند.
منتقد :راجر ایبرت
ترجمه :مجید کریمی
5
alirezafarahbakhsh
۹ سال پیش
فیلم اینقد ها که میگن جالب نیست ولی ارزش یه بار دیدن رو داره یه ساعت اول فیلم وقت آدم تلف میشه
6
sajjadsaboor
۹ سال پیش
یک نکته بسیار بسیار عجیب و غریب که واقعا تو سینما بی سابقست درباره مریل استریپ و اونم این هستش که ۱۹ بار تاکید می کنم ۱۹ بار از سال ۱۹۷۹ تا به الان کاندید جایزه اسکار شده.درسته اسکار رو خود من قبول ندارم ولی جدا از بازی فوق العاده مریل ۱۹ بار کاندید شدن کار هر کسی نیست واقعا و کلا ۳ بار از ۱۹ بار جایزه اسکار رو تصاحب کرده!!!!۴۰ درصد فیلم هاش رو دیدم و به زودی در کوتاه ترین فرصت تمام کارهایی که از این بازیگر موجود هستش رو می بینم...
0
s.tblue
۹ سال پیش
مضخرف بود دانلود نکنید
8
meshkibaf1344
۹ سال پیش
این فیلم فوقلعاده است بسیار علیه
7
kazpany
۹ سال پیش
واقعا خسته کننده بود.هیچ چیز خارق العاده ای در فیلم دیده نشد.نه عشق قابل توجهی،نه معمایی،نه پیامی ،نه حتی اکشنی،این فیلم جز ۲۵۰ تاست؟به نظرم به هیچ وجه ممکن حقش نیست.
2
arvinshahzade
۹ سال پیش
الان اغگه نگاه کنید کاملا مزخرفه ، ولی بازی call of duty black ops ۱ در یکی از مرحله هاش ک توی ویتنام هست تقلیدی از این فیلم کرده است
1
farza.sa33di
۹ سال پیش
فیلم خسته کننده ای بود ولی هر چی به پایان نزدیک می شد قشنگ تر می شد من ۷ میدم فقط بخاطر ۳۰ دقیقه آخر
3
hesam.khorshidi
۹ سال پیش
سلطان دنیرو
5
azadeh.mohamad11
۱۰ سال پیش
خداوند جان کازال رو بیامرزه.سرطان خیلی زود بردش
19
amirshahab.mehdizadeh
۱۰ سال پیش
من دیگه حرفی ندارم...چیمینو شاهکار زده...با موسیقی فوق العاده جان ویلیامز (نه اون جان ویلیامز لیست شیندلر...یکی دیگه) ۱۰ از ۱۰...یکی از بهترینای ویتنام
سلام چرا فيلم رو نمي شه كاملا دانلود كرد؟؟؟ تا نصفه دانلود ميشه!!!!
3
abflmo231
۱۰ سال پیش
به نظر من فیلم نسبتا خوبی بود . ولی اگه بخوام یک فیلم خوب پیشنهاد کنم قطعا این فیلم نیست.
5
Ramin Shehni
۱۰ سال پیش
یکی از بهترین بازیهای دنیرو، ۸ از ۱۰
1
alirezaashtaRI1349
۱۰ سال پیش
خوب وباارزش
2
عادل طاووسی
۱۰ سال پیش
مایکل چیمینو در سال ١٩٣٩ در نیویورک به دنیا آمد، پدرش در کار تولید موسیقی بوده و مادرش طراح لباس. او نویسنده و کارگردان و برنده اسکار برای فیلم «شکارچی گوزن» درباره جنگ ویتنام است. چیمینو اما قبل از این فیلم و در خیابان مدیسن با ساختن تبلیغ‌های تلویزیونی برای کداک، پپسی و یونایتدایرلاینز به شهرت رسید. چیمینو سال ١٩٧١ به لس‌آنجلس رفت و با نوشتن فیلم‌نامه قدرت مگنوم در سال ١٩٧٣ که دنباله فیلم هری خبیث کلینت ایستوود بود، به موفقیت رسید. ایستوود در آن زمان ٤١ساله بود و از کار چیمینوی ٣٣ ساله خوشش آمد و برای همین فیلم تاندربالت و لایت‌فوت را تهیه کرد؛ فیلمی در ژانر سرقت که فیلم‌نامه‌نویس و کارگردانش چیمینو بود. این فیلم بسیار موفق بود و راه را باز کرد تا چیمینو «شکارچی گوزن» را با بازی رابرت دنیرو و کریستوفر واکن در نقش سربازهایی بسازد که در ویتنام شمالی اسیر می‌شوند. این فیلم برنده پنج جایزه اسکار شد. موفقیت این فیلم باعث شد یونایتد آرتیستز به چیمینو در ساخت فیلم بعدی او آزادی کامل دهد. این فیلم وسترنی عظیم بود که ماجرایش در وایومینگ قرن نوزدهم می‌گذشت و نامش «دروازه بهشت» بود. این فیلم در سال ١٩٨٠ به پروژه‌ای دردسرساز بدل شد و با بودجه افزایش‌یافته‌اش که ٤٤ میلیون دلار بود، یونایتد آرتیستز را ورشکسته کرد. گفته می‌شود چیمینو برای این فیلم یک میلیون فوت نگاتیو صرف کرده. فیلم در گیشه شکست خورد و منتقدان هم آن را نپسندیدند. چیمینو کم‌کم از سینما کنار کشید و آخرین کارش درامی جنایی بود که در محله چینی‌ها می‌گذشت و نویسنده‌اش الیور استون بود. بعد از آن چیمینو خیلی کم در جوامع سینمایی ظاهر شد و حتی برخی می‌گفتند او عمل تغییر جنسیت انجام داده! چیمینو الان ٧٦ ساله است و از سال ٢٠٠٢ تاکنون مصاحبه نکرده.
0
hamidreza.alivand
۱۰ سال پیش
بابابزرگ منم فیلم قدیمی زیاد دوس داشت دلیلشم این بود ک باش خاطره داشت دلیل اینکه این همه فیلم قبل از ۱۹۸۰ جزو ۲۵۰ تا شدن همینه نه چیزی بیشتر!
2
farzad_sait
۱۰ سال پیش
بهترين فيلمي كه ديدم پدرخوانده ۲ بخاطر بازي فوق العاده رابرت و دومين هم اين فيلم. واقعا فوق العاده بود ميتوني با فيلم حركت كني و در جريان يك رود از سواري لذت ببري، بعد تو لگو لايي گير كني بعد با شدت دوباره حركت كني و به سنگها بخوري و در آخر هم جسدت برسه به خشكي فوق العاده بود فيلمش
8
ahmad.noori3
۱۰ سال پیش
داستان خوبي دارد، اما زير دست يک فيلم‌نامه‌ي آرام تقريبا نابود شده... اول فيلم هيچ کششي ندارد و اتفاقات تقريبا بعد از يک ساعت شروع مي‌شوند و در ۵ دقيقه‌ي آخر فيلم داستان به يک جايي مي‌رسد...! جزو فيلم‌هايي که اگر حوصله‌ي وقت گذاشتن پاي صحنه‌هايي طولاني و کش دار را داريد، آن را ببينيد... تا آخر صبر کنيد که شايد از آن خوشتان بيايد...
اما الحق کارگرداني، فيلم برداري و همين‌طور تدوين خيلي خوبي دارد... و اگر بازي فوق‌العاده‌ي دنيرو را به آن اضافه کنيم، کمي اين سه ساعت را قابل تحمل می‌کند...
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
این فیلم یکی از شاهکار های سینماست.دیالوگ های فوق العاده پرمغز و قوی با شخصیت پردازی فوق العاده جوریه که واقعا خودتون درد کاراکتر هارو حس می کنید.سکانسی که توی ویتنام بازی میکنن رو ببنید و به قدرت دنیرو پی ببرید.گریه هاش و طرز حرکن چشمهاش فوق العاده است.حتما حتما این شاهکار رو ببنید.
یس یس یس ...
فيلم خوبي بود داستان خوبي هم داشت و پايان فيلم هم عالي
فقط انها نكته بد اين فيلم زيادي كش دادن داستان فيلم بود و خيلي بخشهاي اضافي زيادي داشت فيلم
نمره من ۸از۱۰
فیلم معرکه ایه واسه دانلودش شک نکنین
فیلم خوبیه و ارزش دیدن رو داره شک نکید
از دید این حقیر ک یکی از بهترینهای دنیرو هستش ، فیلمشم فوق العاده زیبا دیدم
اسپویل ،،
وقتی که از چیزی می ترسی فقط کافیه که باهاش رو به رو بشی و فقط کافیه که همین اتفاق برای مرگ بیافته ،، دیگه از مرگ نمی ترسی و شاید تو رو بی باک در نظر بگیرند ولی برای خیلی ها وقتی که دیگه از مرگ نترسی دیگه از زندگی هم نمی تونی اونقدر لذت ببری ،،، و این جاست که داستان زندگیت دیگه توسط هیچ کس درک نمی شه ........ و برای تو هم مهم نیست که درک نمی شه ،، این جاست که روحی که داره به زندگی خودش ادامه می ده تنهایی واقعی رو درک می کنه ،،
بیش از اندازه طولانیه
همچین آش دهن سوزی هم نیست
فقط موسیقی متن خوبی داره
داستانش در حد فیلم هندی بود
تاثير گذاري اين فيلم واقعا قابل تقديره
با سكانس هاي به ياد موندني اي كه داره و انتخاب بازيگران فوقالعاده يكي از به يادموندني ترين فيلم هاييه كه تاحالا ديدم
شاهكار كويستوفر واكن از نظر من
موسيقي متن هم عاليه
١٠
چقدر اینفیلم خوب رو من دیر دیدم !!
خیلی وقته این فیلم توی آرشیومه ،
ولی همین دیشب دیدمش که امروز کارگردانش درگذشت ،
یادش گرامی باد ... :(
«شکارچی گوزن» مایکل چیمینو یک فیلم سه ساعتی است که در آن سه دسته حرکت اصلی وجود دارد. یکی حرکت از عروسی به سمت تشیع جنازه ، دیگری داستان گروهی از دوستان که به شکار گوزن می روند و درآخر اینکه چگونه جنگ ویتنام وارد زندگی چندین نفر شد و زندگی آن ها را برای همیشه دگرگون کرد. این فیلم یک فیلم جنگی یا ضدجنگ نیست بلکه یکی از احساسی ترین و غم انگیز ترین فیلم هایی است که تا کنون ساخته شده است. فیلم با مردانی شروع می شود که در جایی در پنسیلوانیا به کار در کارخانه فولاد مشغول اند. زنگ کارخانه به صدا در می آید، شیفت آن ها تمام شده است. مردان برای خوردن نوشیدنی آوازخوان به سمت پایین جاده می روند غافل از اینکه بدانند این روزها آخرین روزهای زندگی شیرینشان است
فیلم وقت زیادی از خود را صرف نشان دادن سکانس های آغازین می کند. کوره ی ذوب فولاد و مخصوصا مراسم عروسی و جشنی که در سالن برپا شده است. این سکانس ها مهم اند، نه به این دلیل که ما را با شخصیت های داستان آشنا می کنند بلکه ما را وادار می کنند با زندگی شان خو بگیریم؛ آن وقت دیگر این مراسم عروسی برای ما معنی بالاتری از یک جشن قومی و قبیله ای پیدا می کند.
بالاخره جشن عروسی تمام می شود. این جشن هم شبیه چشن عروسی درفیلم «پدر خوانده» است با این تفاوت که در اینجا گروهی کارگر هستند که جشن گرفته و به سلامتی تازه عروس و داماد می رقصند و می نوشند و در آخر هم با سه تن از جوانهایی که قرار است به ارتش ملحق شوند وداع کنند. پس از آن دوستانی را می بینیم که برای شکار گوزن سر به کوه می گذارند. در آن جا مکالماتی به سبک همینگوی بر سر فلسفه ی کشتن گوزن شکل می گیرد. تیجه گیری آن می شود که اگر قرار است شلیکی انجام شود برای انجام کاری معنا دار است.
بعد از آن ویتنامی ها را می بینیم که ناگهان تصاویر را در اشغال خود دارند. در این بخش فیلم هدف نشان دادن تجربه ای است که سه تا از آن دوستان سابق (رابرت دنیرو ، کریستفر والکن و جان ساویج) با هم دارند و در آنجاست که یکی از مخوف ترین سکانس های تاریخ سینما نشان داده می شو . جایی که سربازهای ویتنامی سربازان آمریکایی را رو به روی هم روی میز نشانده و آنان را مجبور می کنند رولت روسی بازی کنند، و خودشان روی اینکه کدام یک می برند شرط بندی می کنند. و هر کس که بازی نکند کشته می شود.
بازی رولت روسی به سنبل سازماندهی شده ای برای نسبت دادن به جنگ تبدیل شد. هر آنچه شما از این بازی بیشتر یاد بگیرید، جنگ را بیشتر می فهمید. خشونت بسیار بالا ولی محاسبه شده، تغییرعقلانیت انسان ها وقتی مجبور به بازی کردن می شوند این ها همه به خود مفهوم جنگ بر می گردند. این سنبل یک سنبل بسیار شایسته است، چون که در تار و پود این داستان بیانیه ی محکمی در غیر ضروری بودن جنگ می دهد.
دنیرو شخصیتی است که به هر نحو ممکن توانایی ادامه دادن را در خود پیدا کرده و والکن و ساویج را نیز وادار به ادامه دادن می کند. او از زندانی که آنها را زندانی کرده اند فرار می کند و بقیه را نیز نجات می دهد. بالاخره دنیرو به خانه بر می گردد، او آنجا یک قهرمان است. نیمچه استقبالی هم از او می شود اما پس از آن سکوت. سکوتی که شاید هیچ کداممان نتوانیم کاملا حس اش کنیم. مدت زیادی طول می کشد که برای دیدن ساویج که پاهایش را از دست داده به بیمارستان برود. در آنجا می فهمد که والکن هنوز در ویتنام است. او در آن شب عروسی زیر یک حلقه ی بسکتبال به والکن قول داده بود که او را در ویتنام تنها نگذارد. اکنون دنیرو برای برگرداندن والکن به ویتنام بر می گردد. قول دنیرو یک قول نوجوانانه بود اما از آن نوجوانی چیزی در والکن زنده، در شهر سایگون، چیزی دیده نمی شود. او کارش بازی کردن رولت روسی است، آن هم به صورت حرفه ای.
مرسوم است وقتی یادداشتی بر فیلمی نوشته شود از قسمت هایی از فیلم که شایسته ی انتقادند انتقاد شده و آن دسته که شایسته ی ستایش اند ستایش شوند: بازیگران ، کارگردان ، فیلمبرداری و ... من می گویم «شکارچی گوزن» فیلم بی عیب و نقصی نیست: جاهایی از فیلم هست که بازی بازیگران قانع کننده نیست، جزئیات نامعقولی در فیلمنامه وجود دارد (مثلا ماندن کریستوفر والکن در ویتنام) و ابهام غیر ضروری در شخصیت دنیرو. و همچنین می توان گفت ترکیب تیم بازیگری در فیلم بی نظیر است. به طوری که بعد از تجربه ی این فیلم تجربه ی دیدن فیلم هایی چون «بانی و کلاید»، «پدر خوانده» و «نشویل» از نظر قدرت تیم بازیگری برایتان کم رنگ می شود. فیلم شما را گرفته و جمع می کند، همین طور بالا می برد و رهایتان نمی کند.
گفته شده «شکارچی گوزن» درباره ی موضوعات زیادی است: دوستی مردان، میهن پرستی کورکورانه ، آثار غیر انسانی جنگ و یا اکثریت خاموش نیکسون*. موضوع فیلم هر کدام از این ها که گفته شد می تواند باشد اما از همه مهم تر این فیلم یک ماشین داستانی غم انگیزی است که همیشه مشقت و سختی دوران جنگ ویتنام را به یادمان خواهد آورد. چه لزومی دارد که فکر کنیم «شکارچی گوزن» ضد جنگ است؟ اصلا فکر کنیم که نیست، به جهنم. همه ی ما ضد جنگیم. چیزی که فیلم اصرار دارد که به ما نشان دهد این است که ما هرگز جنگ ویتنام را فراموش نمی کنیم. فیلم با یادداشت عجیب و غریبی تمام می شود: سرود خدا آمریکا را حفظ کند. لیریک این ترانه هیچگاه برای من اینقدر تداعی مفاهیم ممکن بی کران را نداشته است. مفاهیمی بعضا تلخ، غم انگیز و تعداد بسیار کمی به شدت امیدوار کننده.
*اکثریت خاموش لفظی است که نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا در سخنرانی اش در ۳ نوامبر سال ۱۹۶۹ خطاب به آن دسته از مردمی گفت که برای اعتراض به جنگ ویتنام به خیابان ها نیامدند.
منتقد :راجر ایبرت
ترجمه :مجید کریمی
فیلم اینقد ها که میگن جالب نیست
ولی ارزش یه بار دیدن رو داره
یه ساعت اول فیلم وقت آدم تلف میشه
یک نکته بسیار بسیار عجیب و غریب که واقعا تو سینما بی سابقست درباره مریل استریپ و اونم این هستش که ۱۹ بار تاکید می کنم ۱۹ بار از سال ۱۹۷۹ تا به الان کاندید جایزه اسکار شده.درسته اسکار رو خود من قبول ندارم ولی جدا از بازی فوق العاده مریل ۱۹ بار کاندید شدن کار هر کسی نیست واقعا و کلا ۳ بار از ۱۹ بار جایزه اسکار رو تصاحب کرده!!!!۴۰ درصد فیلم هاش رو دیدم و به زودی در کوتاه ترین فرصت تمام کارهایی که از این بازیگر موجود هستش رو می بینم...
مضخرف بود دانلود نکنید
این فیلم فوقلعاده است بسیار علیه
واقعا خسته کننده بود.هیچ چیز خارق العاده ای در فیلم دیده نشد.نه عشق قابل توجهی،نه معمایی،نه پیامی ،نه حتی اکشنی،این فیلم جز ۲۵۰ تاست؟به نظرم به هیچ وجه ممکن حقش نیست.
الان اغگه نگاه کنید کاملا مزخرفه ، ولی بازی call of duty black ops ۱ در یکی از مرحله هاش ک توی ویتنام هست تقلیدی از این فیلم کرده است
فیلم خسته کننده ای بود ولی هر چی به پایان نزدیک می شد قشنگ تر می شد من ۷ میدم فقط بخاطر ۳۰ دقیقه آخر
سلطان دنیرو
خداوند جان کازال رو بیامرزه.سرطان خیلی زود بردش
من دیگه حرفی ندارم...چیمینو شاهکار زده...با موسیقی فوق العاده جان ویلیامز (نه اون جان ویلیامز لیست شیندلر...یکی دیگه)
۱۰ از ۱۰...یکی از بهترینای ویتنام
شاهکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار
سلام چرا فيلم رو نمي شه كاملا دانلود كرد؟؟؟ تا نصفه دانلود ميشه!!!!
به نظر من فیلم نسبتا خوبی بود . ولی اگه بخوام یک فیلم خوب پیشنهاد کنم قطعا این فیلم نیست.
یکی از بهترین بازیهای دنیرو، ۸ از ۱۰
خوب وباارزش
مایکل چیمینو در سال ١٩٣٩ در نیویورک به دنیا آمد، پدرش در کار تولید موسیقی بوده و مادرش طراح لباس. او نویسنده و کارگردان و برنده اسکار برای فیلم «شکارچی گوزن» درباره جنگ ویتنام است. چیمینو اما قبل از این فیلم و در خیابان مدیسن با ساختن تبلیغ‌های تلویزیونی برای کداک، پپسی و یونایتدایرلاینز به شهرت رسید. چیمینو سال ١٩٧١ به لس‌آنجلس رفت و با نوشتن فیلم‌نامه قدرت مگنوم در سال ١٩٧٣ که دنباله فیلم هری خبیث کلینت ایستوود بود، به موفقیت رسید. ایستوود در آن زمان ٤١ساله بود و از کار چیمینوی ٣٣ ساله خوشش آمد و برای همین فیلم تاندربالت و لایت‌فوت را تهیه کرد؛ فیلمی در ژانر سرقت که فیلم‌نامه‌نویس و کارگردانش چیمینو بود. این فیلم بسیار موفق بود و راه را باز کرد تا چیمینو «شکارچی گوزن» را با بازی رابرت دنیرو و کریستوفر واکن در نقش سربازهایی بسازد که در ویتنام شمالی اسیر می‌شوند. این فیلم برنده پنج جایزه اسکار شد. موفقیت این فیلم باعث شد یونایتد آرتیستز به چیمینو در ساخت فیلم بعدی او آزادی کامل دهد. این فیلم وسترنی عظیم بود که ماجرایش در وایومینگ قرن نوزدهم می‌گذشت و نامش «دروازه بهشت» بود. این فیلم در سال ١٩٨٠ به پروژه‌ای دردسرساز بدل شد و با بودجه افزایش‌یافته‌اش که ٤٤ میلیون دلار بود، یونایتد آرتیستز را ورشکسته کرد. گفته می‌شود چیمینو برای این فیلم یک میلیون فوت نگاتیو صرف کرده. فیلم در گیشه شکست خورد و منتقدان هم آن را نپسندیدند. چیمینو کم‌کم از سینما کنار کشید و آخرین کارش درامی جنایی بود که در محله چینی‌ها می‌گذشت و نویسنده‌اش الیور استون بود. بعد از آن چیمینو خیلی کم در جوامع سینمایی ظاهر شد و حتی برخی می‌گفتند او عمل تغییر جنسیت انجام داده! چیمینو الان ٧٦ ساله است و از سال ٢٠٠٢ تاکنون مصاحبه نکرده.
بابابزرگ منم فیلم قدیمی زیاد دوس داشت دلیلشم این بود ک باش خاطره داشت
دلیل اینکه این همه فیلم قبل از ۱۹۸۰ جزو ۲۵۰ تا شدن همینه نه چیزی بیشتر!
بهترين فيلمي كه ديدم پدرخوانده ۲ بخاطر بازي فوق العاده رابرت و دومين هم اين فيلم. واقعا فوق العاده بود ميتوني با فيلم حركت كني و در جريان يك رود از سواري لذت ببري، بعد تو لگو لايي گير كني بعد با شدت دوباره حركت كني و به سنگها بخوري و در آخر هم جسدت برسه به خشكي فوق العاده بود فيلمش
داستان خوبي دارد، اما زير دست يک فيلم‌نامه‌ي آرام تقريبا نابود شده...
اول فيلم هيچ کششي ندارد و اتفاقات تقريبا بعد از يک ساعت شروع مي‌شوند و در ۵ دقيقه‌ي آخر فيلم داستان به يک جايي مي‌رسد...!
جزو فيلم‌هايي که اگر حوصله‌ي وقت گذاشتن پاي صحنه‌هايي طولاني و کش دار را داريد، آن را ببينيد... تا آخر صبر کنيد که شايد از آن خوشتان بيايد...
اما الحق کارگرداني، فيلم برداري و همين‌طور تدوين خيلي خوبي دارد... و اگر بازي فوق‌العاده‌ي دنيرو را به آن اضافه کنيم، کمي اين سه ساعت را قابل تحمل می‌کند...