بسیار بسیار عالی و جذاب.مرز بین رویا و واقعیت به زیبایی برداشته میشه و لحظات شیرین و تلحی رو رقم میزنه.حتما ببینید.
3
شهریار سلطانی
۸ سال پیش
«برگمن است دیگر» بعد از دیدن این فیلم تازه به معنای واقعی کلمه یسینما پی بردم.در وصف توت فرنگی های وحشی کلمه ها و جمله های زیادی می توان گفت. از نظر بنده در کنار پرسونا و مهره هفتم بهترین فیلم برگمن کبیر بود. اگر از دوستاران برگمن و سینمایش هستید در دیدنش تردید نکنید. ۱۰/۱۰
1
Sedigheabsangeref
۸ سال پیش
یک فیلم به شدت عالی و زیبا و پر مفهوم چقدر دیر چقدر دیر ایزاک به طرز زندگی اشتباهش پی برد چقدر دیر به پرستارش گفت که بیا باهم راحت باشیم چقدر دیر به عروسش فهموند که عوض شده چقدر دیر به پسرش میخواست بگه که قرضش دیگه برا اهمیت نداره زندگی ایزاک مطمئنن برگرفته از زندگی خود کارگردانه بیگانه پرست مردم دوسش دارن اما خونوادش..... رفتارش با مادرش مادر سرد و بی روحش حس پوچی و بی فایدگی حس اینکه پدرت فکر کنه تو از اون نیستی خیانت زنش بهش واقعا فیلم پرمحتوایی بود .در حین اینکه میتونی معروف باشی میتونی پروفسور باشی میتونی پولدار باشی ولی این مشکلات رو هم داشته باشی .واقعا میشه با دیدن این فیلامها درس زندگی اموخت. ممنون برگمان.ممنون
65
meshkibaf1344
۸ سال پیش
یکی از ماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما
زمانیکه برگمان فاصله ی میان رویا و واقعیت را بر می دارد.
برگمان کبیر باز یک اثر ماندگار خلق کرده است که در آن فاصله ی رویا و واقعیت را بر می دارد به طوری که دیگر هر چه جلوتر می رویم معلوم نیست که این رویاست یا واقعیت است و برگمان همچون امری واحد آنها را درهم می تند و رابطه ی علی و معلولی بینشان ایجاد می کند و هر دو را نسبت به هم متأثر می کند.
ما همراه با ایزاک بورگ رویاها، خاطرات و سفری را تجربه می کنیم که همه ی آنها به یکدیگر مرتبط است و همچنین سه نسل را از دیده ی خود می گذرانیم یعنی مادر، پسر(ایزاک) و پسر ایزاک(اوالد) که هر سه دارای جهان بینی یکسانی هستند اما از همه بدتر این است که هر چه این نسل جلوتر می رود در این جهان بینی تلخ، مصرتر می شود.
مادر را به یاد بیاریم که چقدر خشک و سرد است و یادگاری های دوران بچگی فرزندانش را انگار همچون اموری بی اهمیت نگاه داشته است و همچنین فرزندانش جزء برای قرض گرفتن پول به او سر نمی زنند و این شیوه ی رفتار خشک را فرزندانش، به ارث برده اند و ما ایزاک را می شناسیم که فردی تنها و به شدت به اطرافیانش بی توجه است و این حالت به اوالد به طوری به ارث رسیده است که عروسش به ایزاک می گوید پسر تو یک مرده ی متحرک است و از زندگی لذتی نمی برد.
رویای آغاز فیلم به نظرم خیلی مهمه پس بررسیش می کنیم. او در کوچه های خیابان سرگردان است و هیچ انسانی هم دیده نمی شود به جز موجودی عجیب که انگار تصور رویاوار ایزاک از خودش است یعنی موجودی خشک شده، جمع شده، بدون چشم و بی خاصیت. و ساعتی که عقربه ندارد که نشان مرگ است و آن ساعت را در خانه ی مادرش هم می بینیم و در اوج رویا او جنازه ی خود را در تابوت می بیند که زنده است و سعی می کند ایزاک را به درون خود بکشد. این رویا فوق العاده عالی شرایط روحی شخصیت را به تصویر می کشد و همچنین به او هشدار می دهد که بیشتر از این که از مرگ بترسد از زندگی بیهوده و مرگ بیهوده بترسد فرصتی که هیچگاه مادر و پسرش نداشته اند یعنی به چالش کشیدن خودشان و شناخت خودشان.و رویای دیگری که فوق العاده است، زمانیست که در کلاس درسی که کمی شبیه به دادگاه هم هست او را گناه کار به خودخواهی و بی رحمی می کنند و حتی سواد او را به سخره می گیرند.
در واقع سفری که او شروع می کند سفری به اعماق رویاها و خاطراتش است تا خود را انسانی متعادل کند و همچنین یکی دیگر از تمهیدات برگمان وجود دو شخصیت سارا در فیلم است که هر چه جلوتر می رویم انگار سارای در خیال و خاطره با سارای واقعی، تمایزشان سخت می شود و خصوصاً در لحظه ی پایانی، سارا به او می گوید که من همیشه تو را دوست داشتم و اینجا دیگه کاملاً فاصله ی واقعیت و خیال برداشته می شود اما متأسفانه نمی شود در اینجا تحلیلی عمیق تر از سارا و نقشش در این فیلم داد.
1
mboy2050
۸ سال پیش
این فیلم داروی اعصابه !
3
payambiglari96
۸ سال پیش
چه دیدگاهه قشنگی داشت این فیلم به زندگی دوست داشتنی ملموس روان ولی عمیق صفتای خوبی میتونن باشن در وصف این شاهکاره برگمان خیلی زیبا میشد معنای زندگیرو حس کرد با پیشرویه داستان
0
Sorooshhadibagi45
۸ سال پیش
و نکته ی دیگه این است که این فیلم گرچه کمتر برگمانی است و لی مختصات اولیه آثار فیلمسازی را در برمیگیرد
1
Sorooshhadibagi45
۸ سال پیش
اسپویل
فیلم تحول گرایانه دارد،ولی برخلاف اکثر اینجور فیلما پایانی با رستگاری کامل ندارد.وقتی ایزاک دور افتادگی خود را از اطرفیان می بیند شروع به درست کردن رفتار خود می کند. گرچه از از نظر ایده آلیسم مسیحی این جهان ظرفیت رستگاری کامل را ندارد اما برگمان بی ذره ای اعتقاد به ایده آلیسم این رستگاری را به ذهن ایزاک منتقل می کند.جایی که بالاخره سارا و دیگران او را با همان شخصیت سال خورده و فرتوت می پذیرند تا جزئی از خاطرات شود.
1
sinaehtesham4
۸ سال پیش
یه لحظه فک کردم مرد تو کاور لنینه(فیلم خیلی زیبایی بود)
4
Alireza esm
۸ سال پیش
هرچه بيشتر با سينماي اروپا آشناتر ميشم وفيلم هاي اساتيدي مثله فليني،برگمان،تاركوفسكي،پازوليني،برسون و... ميبينم سينماي هاليوود و امريكا برام بي معنيتر ميشه. اين فيلم بسيار متأثر كننده و زيباست.استاد برگمان سردي و به روحي وخودخواهي بدون عشق و به زيبايي مورد بحث قرار ميده.بازيگران در اين فيلم عالي هستند و برگمان كبير هنر كارگردانيش را همراه با يه فيلمنامه بسيار روان و زيبا به رخ ميكشه.
1
parsa.allein
۸ سال پیش
فیلم بزرگیه، از یه کارگردان بزرگ مثل تعداد زیادی از فیلم های برگمان پر مفهوم اما در ظاهر ساده ریتمش یه مقدار کُنده ولی پیشنهاد میکنم ببینیدش هر چند شخصا به اندازه‌ای که ازش تعریف میشه لذت نبردم
1
امید فرامرزی
۸ سال پیش
فیلم که رابطه های با افراد ديگه چگونه در وجود یک فرد تاثیر می گذارد و با از بین رفتن این رابطه خود انسان نیز نابود می شود انسان با رابطه های که دارد معنی پیدا می کند
0
ashervin72
۸ سال پیش
بی نظیر و بی نقض
1
aidin dadvar
۹ سال پیش
BA ARZE EHTERAM BE DOOSTDARANE IN FILM , MAN NATOONESTAM ERTEBAT BARGHARAR KONAM VA KHOSHAM NAYOOMAD
3
meysamahmadipouya
۹ سال پیش
بهترین بهترینای برگمان از نظر من از هر چیزی صحبت میکنه، از ارتباط نسلها تا دغدغه های خود برگمان کبیر در زندگی و تلفیق شادی و رنج، افسوس و حسرت، خنده و غم در مرور خاطرات گذشته ی هر شخص در کل این فیلم خود زندگیست
2
fardin_koeik
۹ سال پیش
باید اِستاد و فرود آمد بر آستان دری که کوبه ندارد، چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظار توست و اگر بی‌گاه به در کوفتن ‌ات پاسخی نمی‌آید. احمد شاملو
0
marwanjan30
۹ سال پیش
عالی ، ی شاهکار ب تمام معنا
2
hasan1392
۹ سال پیش
فیلم درباره تــنــهــایــی و نـوسـان بین رویاهای اكسپرسیونیستی و ناتورالیسم روزمره است كه برگمان با تبعیت از منطق رفرمیستی خود ادغام زمانی گذشته و حال را به نمایش در می آورد. پیشنهاد میکنم تماشای این شاهکار سینمایی را از دست ندهید.
3
amirmohamadi_cr7
۹ سال پیش
چیزی تو دلم مونده نمیتونم نگم قبلا گفتم این فیلم بهترین فیلمه برگمانه
اما حالا میگم این فیلم بهترین فیلم تاریخ سینماس.
4
alireza_anjomshoa
۹ سال پیش
سینما یعنی برگمان و تارکوفسکی!!!
1
j_sh82
۱۰ سال پیش
برنده خرس طلایی برلین ...
16
mehrdad.kiashemshaki.2014
۱۰ سال پیش
اقا فیلم شاهکاره شاهکار.تمام عناصر زندگی در این فیلم موج میزنه.خدای من...چه بینشی داشته این برگمان روحت شاد ۱۰ از ۱۰ بدون تعارف.
6
mhmpersia
۱۰ سال پیش
ممنون میشم از دوستانی که تواناییِ نقد محتوایی دارن؛ در پیجِ آثار هنری، برداشت ـشون رو از فیلم ذکر کنن و فقط به تعریف و تمجید از اثر، اکتفا نکنن
15
hamidcooper7
۱۰ سال پیش
اگر نگوییم اصلیترین، اما یکی از نگرانیهای اصلی اینگمار برگمان (دستکم در سینمای این کارگردان) تنهایی انسان مدرن در زندگی مدرن است. و دقیقتر، انسان سالخورده و تنهایی با تعریفی اینجهانی و مادی. در آخرین فیلم برگمان (ساراباند.۲۰۰۳) هم رگههای پررنگ این نگرانی خودنمایی میکند و در توت فرنگى هاى وحشی، مضمون اصلی فیلم را شکل میدهد. تنهایی مردی که به نزدیکی مرگ رسیده و این تنهایی، در سینمای برگمن چنان تنهاییست که مرگ را از یک مرز مشخص به محدودهای پیوسته با زندگی تبدیل میکند. تا جایی که در زنده یا مرده بودن عمو ایزاک در فیلم توت فرنگى هاى وحشی باید شک کرد. اینکه چرا دغدغه ى تنهایی انسان مدرن در سینمای برگمان در قالب مردان و زنان سالخورده رخ مینماید، خود به زمینه هاى جامعه شناختى شمال اروپا بازمیگردد. از دیدگاهی دیگر، سینمای برگمان به شدت اروپایی و البته اسکاندیناویاییست. برای نزدیک شدن به افق فیلم باید کسوت سینما و ادبیات آنگلوساکسون و به ویژه امریکایی را از تن به در آورد و مدرنیته ى اروپایی را به یاری طلبید. این میانه بازاندیشی در عنوان فیلم شاید بتواند راهگشای قضیه باشد: عنوان سوئدی این فیلم smultronstället است که در زبان انگلیسی به اشتباه Wild Strawberries (توت فرنگى هاى وحشی) برگردان شده است. در حالی که در زبان سوئدی، این واژه به «محل رویش توت فرنگى هاى وحشی» اطلاق میشود. این اشتباه در ترجمه، آنجا اهمیت مییابد که بدانیم توت فرنگى وحشی نمادی از تابستان، طبیعت، هوس و گناه است. در حالی که محل رویش این توت فرنگى که به طور معمول جایی در انبوه جنگل و پر از خار و تیغ بوده و برای یافتن آن باید جستوجو نمود و هرگز کسی جای آن را به دیگری یاد نمیدهد، نمادی از جست و جو برای یافتن است. تاثیر توت فرنگى وحشی بر سینمای جهان و حتا ایران، کمنظیر است. گذشته از نمونه هاى خارجی، رد استفاده از سکانسها و فضاسازیهای فیلم را میتوان در خشت و آینه ى ابراهیم گلستان تا یک بوس کوچولوی بهمن فرمانآرا دنبال نمود. علاوه بر فیلمبرداری سیاه و سفید و استفاده از کنتراستهای شدید و تمرکز نور بر روی بازیگران، در برخی از صحنه ها، از شرایط آب و هوایی سوئد برای القای فضای رخوت و پوچی آخرین روزهای زندگی یک مرد (یا نخستین روزهای مرگ یک مرد!) استفادهی فوقالعادهای شده است. گفتارهای عمو ایزاک بر روی تصویر، گویا از دنیای دیگری میآید. روایت شخصی از خاطرات مرد تنهایی که در واقع به تنهایی خودخواستهای رسیده و روند انزوا و عدم توجه به اطراف را به منتهای خود رسانده است.
3
mohammadreza javadi
۱۰ سال پیش
بعضی موسیقی کلاسیک رو دوست دارند این فیلم هم مثل موسیقی کلاسیک میمونه و خیلی ها از این نوع موسیقی خوشش نمیاد یا گوش نمیدن این فیلم هم از همون دسته است. (من پاپ رو ترجیح میدم)
7
iman9472
۱۰ سال پیش
به شخصه منی که طرفدار سینمای آمریکا هستم اصلا و ابدا نمیتونم آلترناتیوی بعنوان سینمای اروپا رو برای خودم قبول بکنم قدرت و صلابت سینمای آمریکا در پرداختن به مسائل و شکل گرفتن درام انکار ناپذیره و هیچ سینمایی قدرت مقابله با این غول رو نداره اگر آلترناتیوی هم بتونم در برابر این سینما برای خودم تصور بکنم سینمای ایران و ژاپن هستش (اظهارنظر شخصی)
19
hamidcooper7
۱۰ سال پیش
خیلی حیف است که اثار شوستروم رو در سایت نداریم ، شخصی که برگمان کبیر همیشه او را ستایش می کرد و برایش الهام بخش بود ای کاش اثار شاهکار این بزرگان سریع تر کامل شود
13
موجن دبولی
۱۰ سال پیش
حقا که این اثر تونست زندگی رو به سبکی خاص معنا و تعریف کنه ،روند فیلم خیلی ملموس و قابل لمس بود ... واقعا باید به احترام برگمن کلاه از سر برداشت
4
kingmasoud73
۱۰ سال پیش
واقعا زیبا بود. سرشار از احساسات حتما نگاه کنید.و بازی ویکتور شوستروم فوق العاده بود.
1
akmohammadh
۱۰ سال پیش
عالی . . .
64
mohasanak
۱۰ سال پیش
نکاتی در مورد یکی از شاهکارهای برگمان: روایت فیلم در بخش‌هایی که «آیزاک» خاطرات‌ گذشته‌اش را مرور می‌کند، در عرض ۲۴ ساعت و با افراد متفاوتی از پنج نسل می‌گذرد، تا برگمان تصویری جامع و کامل از رابطه‌های انسانی را ارائه دهد. رابطۀ سرد «برگمان» با پدرومارش در کودکی، که نتیجۀ بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به «برگمان» بود، در شخصیت سرد سوئدی او در آینده تاثیری عمیق داشت. «برگمان» در حین فیلم‌برداری این فیلم در آستانۀ جدایی از سومین همسرش «بی‌بی اندرسون» بود که بازیگر همین فیلم نیز بود.علت جدایی را «برگمان» شک و بدگمانی‌ نسبت به یکدیگر عنوان کرد. دراین فیلم نیر در سکانس خیانت همسر «ایزاک»، می‌توان این تصور «برگمان» را از همسرش دریافت. عنوان سوئدی فیلم (Smultronsallet) که به اشتباه در انگلیسی (wild strawberries) ترجمه شده و در زبان فارسی هم با همین عنوان جا افتاده است، در واقع به معنای «محل رویش توت فرنگی‌های وحشی» است. توت‌فرنگی‌های وحشی نمادی هستند از تابستان، هوس و گناه. برگمان برای نقش «آیزاک» از وجود کارگردان برجستۀ دوران صامت سینمای سوئد، «ویکتور شوستروم» بهره می‌گیرد. هم چنین اسم شخصیت فیلم «آیزاک بورگ» از دو کلمه‌ تشکیل شده است: آیزاک یا ایساک مترادفIce و بورگ Burg به معنی دژ یا سرزمین، معنی کوه یخ یا سرزمین یخی را تداعی می‌کند که مبین شخصیت سرد او نیز می‌باشد.
اثر یک هنرمند واقعی تجلی درون، افکار، عقاید و دغدغه های هنرمند روشنفکر است.
4
kazpany
۱۰ سال پیش
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
بسیار بسیار عالی و جذاب.مرز بین رویا و واقعیت به زیبایی برداشته میشه و لحظات شیرین و تلحی رو رقم میزنه.حتما ببینید.
«برگمن است دیگر»
بعد از دیدن این فیلم تازه به معنای واقعی کلمه یسینما پی بردم.در وصف توت فرنگی های وحشی کلمه ها و جمله های زیادی می توان گفت. از نظر بنده در کنار پرسونا و مهره هفتم بهترین فیلم برگمن کبیر بود.
اگر از دوستاران برگمن و سینمایش هستید در دیدنش تردید نکنید.
۱۰/۱۰
یک فیلم به شدت عالی و زیبا و پر مفهوم
چقدر دیر چقدر دیر ایزاک به طرز زندگی اشتباهش پی برد چقدر دیر به پرستارش گفت که بیا باهم راحت باشیم چقدر دیر به عروسش فهموند که عوض شده چقدر دیر به پسرش میخواست بگه که قرضش دیگه برا اهمیت نداره
زندگی ایزاک مطمئنن برگرفته از زندگی خود کارگردانه
بیگانه پرست مردم دوسش دارن اما خونوادش.....
رفتارش با مادرش مادر سرد و بی روحش حس پوچی و بی فایدگی حس اینکه پدرت فکر کنه تو از اون نیستی خیانت زنش بهش واقعا فیلم پرمحتوایی بود .در حین اینکه میتونی معروف باشی میتونی پروفسور باشی میتونی پولدار باشی ولی این مشکلات رو هم داشته باشی .واقعا میشه با دیدن این فیلامها درس زندگی اموخت.
ممنون برگمان.ممنون
یکی از ماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما
زمانیکه برگمان فاصله ی میان رویا و واقعیت را بر می دارد.
برگمان کبیر باز یک اثر ماندگار خلق کرده است که در آن فاصله ی رویا و واقعیت را بر می دارد به طوری که دیگر هر چه جلوتر می رویم معلوم نیست که این رویاست یا واقعیت است و برگمان همچون امری واحد آنها را درهم می تند و رابطه ی علی و معلولی بینشان ایجاد می کند و هر دو را نسبت به هم متأثر می کند.
ما همراه با ایزاک بورگ رویاها، خاطرات و سفری را تجربه می کنیم که همه ی آنها به یکدیگر مرتبط است و همچنین سه نسل را از دیده ی خود می گذرانیم یعنی مادر، پسر(ایزاک) و پسر ایزاک(اوالد) که هر سه دارای جهان بینی یکسانی هستند اما از همه بدتر این است که هر چه این نسل جلوتر می رود در این جهان بینی تلخ، مصرتر می شود.
مادر را به یاد بیاریم که چقدر خشک و سرد است و یادگاری های دوران بچگی فرزندانش را انگار همچون اموری بی اهمیت نگاه داشته است و همچنین فرزندانش جزء برای قرض گرفتن پول به او سر نمی زنند و این شیوه ی رفتار خشک را فرزندانش، به ارث برده اند و ما ایزاک را می شناسیم که فردی تنها و به شدت به اطرافیانش بی توجه است و این حالت به اوالد به طوری به ارث رسیده است که عروسش به ایزاک می گوید پسر تو یک مرده ی متحرک است و از زندگی لذتی نمی برد.
رویای آغاز فیلم به نظرم خیلی مهمه پس بررسیش می کنیم. او در کوچه های خیابان سرگردان است و هیچ انسانی هم دیده نمی شود به جز موجودی عجیب که انگار تصور رویاوار ایزاک از خودش است یعنی موجودی خشک شده، جمع شده، بدون چشم و بی خاصیت. و ساعتی که عقربه ندارد که نشان مرگ است و آن ساعت را در خانه ی مادرش هم می بینیم و در اوج رویا او جنازه ی خود را در تابوت می بیند که زنده است و سعی می کند ایزاک را به درون خود بکشد. این رویا فوق العاده عالی شرایط روحی شخصیت را به تصویر می کشد و همچنین به او هشدار می دهد که بیشتر از این که از مرگ بترسد از زندگی بیهوده و مرگ بیهوده بترسد فرصتی که هیچگاه مادر و پسرش نداشته اند یعنی به چالش کشیدن خودشان و شناخت خودشان.و رویای دیگری که فوق العاده است، زمانیست که در کلاس درسی که کمی شبیه به دادگاه هم هست او را گناه کار به خودخواهی و بی رحمی می کنند و حتی سواد او را به سخره می گیرند.
در واقع سفری که او شروع می کند سفری به اعماق رویاها و خاطراتش است تا خود را انسانی متعادل کند و همچنین یکی دیگر از تمهیدات برگمان وجود دو شخصیت سارا در فیلم است که هر چه جلوتر می رویم انگار سارای در خیال و خاطره با سارای واقعی، تمایزشان سخت می شود و خصوصاً در لحظه ی پایانی، سارا به او می گوید که من همیشه تو را دوست داشتم و اینجا دیگه کاملاً فاصله ی واقعیت و خیال برداشته می شود اما متأسفانه نمی شود در اینجا تحلیلی عمیق تر از سارا و نقشش در این فیلم داد.
این فیلم داروی اعصابه !
چه دیدگاهه قشنگی داشت این فیلم به زندگی
دوست داشتنی
ملموس
روان
ولی عمیق
صفتای خوبی میتونن باشن در وصف این شاهکاره برگمان
خیلی زیبا میشد معنای زندگیرو حس کرد با پیشرویه داستان
و نکته ی دیگه این است که این فیلم گرچه کمتر برگمانی است و لی مختصات اولیه آثار فیلمسازی را در برمیگیرد
اسپویل
فیلم تحول گرایانه دارد،ولی برخلاف اکثر اینجور فیلما پایانی با رستگاری کامل ندارد.وقتی ایزاک دور افتادگی خود را از اطرفیان می بیند شروع به درست کردن رفتار خود می کند.
گرچه از از نظر ایده آلیسم مسیحی این جهان ظرفیت رستگاری کامل را ندارد اما برگمان بی ذره ای اعتقاد به ایده آلیسم این رستگاری را به ذهن ایزاک منتقل می کند.جایی که بالاخره سارا و دیگران او را با همان شخصیت سال خورده و فرتوت می پذیرند تا جزئی از خاطرات شود.
یه لحظه فک کردم مرد تو کاور لنینه(فیلم خیلی زیبایی بود)
هرچه بيشتر با سينماي اروپا آشناتر ميشم وفيلم هاي اساتيدي مثله فليني،برگمان،تاركوفسكي،پازوليني،برسون و... ميبينم سينماي هاليوود و امريكا برام بي معنيتر ميشه.
اين فيلم بسيار متأثر كننده و زيباست.استاد برگمان سردي و به روحي وخودخواهي بدون عشق و به زيبايي مورد بحث قرار ميده.بازيگران در اين فيلم عالي هستند و برگمان كبير هنر كارگردانيش را همراه با يه فيلمنامه بسيار روان و زيبا به رخ ميكشه.
فیلم بزرگیه، از یه کارگردان بزرگ
مثل تعداد زیادی از فیلم های برگمان پر مفهوم اما در ظاهر ساده
ریتمش یه مقدار کُنده ولی پیشنهاد میکنم ببینیدش
هر چند شخصا به اندازه‌ای که ازش تعریف میشه لذت نبردم
فیلم که رابطه های با افراد ديگه چگونه در وجود یک فرد تاثیر می گذارد و با از بین رفتن این رابطه خود انسان نیز نابود می شود
انسان با رابطه های که دارد معنی پیدا می کند
بی نظیر و بی نقض
BA ARZE EHTERAM BE DOOSTDARANE IN FILM , MAN NATOONESTAM ERTEBAT BARGHARAR KONAM VA KHOSHAM NAYOOMAD
بهترین بهترینای برگمان از نظر من
از هر چیزی صحبت میکنه، از ارتباط نسلها تا دغدغه های خود برگمان کبیر در زندگی و تلفیق شادی و رنج، افسوس و حسرت، خنده و غم در مرور خاطرات گذشته ی هر شخص
در کل این فیلم خود زندگیست
باید اِستاد و فرود آمد
بر آستان دری که کوبه ندارد،
چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظار توست
و
اگر بی‌گاه
به در کوفتن ‌ات پاسخی نمی‌آید.
احمد شاملو
عالی ، ی شاهکار ب تمام معنا
فیلم درباره تــنــهــایــی و نـوسـان بین رویاهای اكسپرسیونیستی و ناتورالیسم روزمره است كه برگمان با تبعیت از منطق رفرمیستی خود ادغام زمانی گذشته و حال را به نمایش در می آورد.
پیشنهاد میکنم تماشای این شاهکار سینمایی را از دست ندهید.
چیزی تو دلم مونده نمیتونم نگم
قبلا گفتم این فیلم بهترین فیلمه برگمانه
اما حالا میگم این فیلم بهترین فیلم تاریخ سینماس.
سینما یعنی برگمان و تارکوفسکی!!!
برنده خرس طلایی برلین ...
اقا فیلم شاهکاره شاهکار.تمام عناصر زندگی در این فیلم موج میزنه.خدای من...چه بینشی داشته این برگمان روحت شاد
۱۰ از ۱۰ بدون تعارف.
ممنون میشم از دوستانی که تواناییِ نقد محتوایی دارن؛ در پیجِ آثار هنری، برداشت ـشون رو از فیلم ذکر کنن و فقط به تعریف و تمجید از اثر، اکتفا نکنن
اگر نگوییم اصلیترین، اما یکی از نگرانیهای اصلی اینگمار برگمان (دستکم در سینمای این کارگردان) تنهایی انسان مدرن در زندگی مدرن است. و دقیقتر، انسان سالخورده و تنهایی با تعریفی اینجهانی و مادی. در آخرین فیلم برگمان (ساراباند.۲۰۰۳) هم رگههای پررنگ این نگرانی خودنمایی میکند و در توت فرنگى هاى وحشی، مضمون اصلی فیلم را شکل میدهد. تنهایی مردی که به نزدیکی مرگ رسیده و این تنهایی، در سینمای برگمن چنان تنهاییست که مرگ را از یک مرز مشخص به محدودهای پیوسته با زندگی تبدیل میکند. تا جایی که در زنده یا مرده بودن عمو ایزاک در فیلم توت فرنگى هاى وحشی باید شک کرد. اینکه چرا دغدغه ى تنهایی انسان مدرن در سینمای برگمان در قالب مردان و زنان سالخورده رخ مینماید، خود به زمینه هاى جامعه شناختى شمال اروپا بازمیگردد. از دیدگاهی دیگر، سینمای برگمان به شدت اروپایی و البته اسکاندیناویاییست. برای نزدیک شدن به افق فیلم باید کسوت سینما و ادبیات آنگلوساکسون و به ویژه امریکایی را از تن به در آورد و مدرنیته ى اروپایی را به یاری طلبید. این میانه بازاندیشی در عنوان فیلم شاید بتواند راهگشای قضیه باشد:
عنوان سوئدی این فیلم smultronstället است که در زبان انگلیسی به اشتباه Wild Strawberries (توت فرنگى هاى وحشی) برگردان شده است. در حالی که در زبان سوئدی، این واژه به «محل رویش توت فرنگى هاى وحشی» اطلاق میشود. این اشتباه در ترجمه، آنجا اهمیت مییابد که بدانیم توت فرنگى وحشی نمادی از تابستان، طبیعت، هوس و گناه است. در حالی که محل رویش این توت فرنگى که به طور معمول جایی در انبوه جنگل و پر از خار و تیغ بوده و برای یافتن آن باید جستوجو نمود و هرگز کسی جای آن را به دیگری یاد نمیدهد، نمادی از جست و جو برای یافتن است.
تاثیر توت فرنگى وحشی بر سینمای جهان و حتا ایران، کمنظیر است. گذشته از نمونه هاى خارجی، رد استفاده از سکانسها و فضاسازیهای فیلم را میتوان در خشت و آینه ى ابراهیم گلستان تا یک بوس کوچولوی بهمن فرمانآرا دنبال نمود.
علاوه بر فیلمبرداری سیاه و سفید و استفاده از کنتراستهای شدید و تمرکز نور بر روی بازیگران، در برخی از صحنه ها، از شرایط آب و هوایی سوئد برای القای فضای رخوت و پوچی آخرین روزهای زندگی یک مرد (یا نخستین روزهای مرگ یک مرد!) استفادهی فوقالعادهای شده است. گفتارهای عمو ایزاک بر روی تصویر، گویا از دنیای دیگری میآید. روایت شخصی از خاطرات مرد تنهایی که در واقع به تنهایی خودخواستهای رسیده و روند انزوا و عدم توجه به اطراف را به منتهای خود رسانده است.
بعضی موسیقی کلاسیک رو دوست دارند
این فیلم هم مثل موسیقی کلاسیک میمونه و خیلی ها از این نوع موسیقی خوشش نمیاد یا گوش نمیدن این فیلم هم از همون دسته است. (من پاپ رو ترجیح میدم)
به شخصه منی که طرفدار سینمای آمریکا هستم اصلا و ابدا نمیتونم آلترناتیوی بعنوان سینمای اروپا رو برای خودم قبول بکنم قدرت و صلابت سینمای آمریکا در پرداختن به مسائل و شکل گرفتن درام انکار ناپذیره و هیچ سینمایی قدرت مقابله با این غول رو نداره اگر آلترناتیوی هم بتونم در برابر این سینما برای خودم تصور بکنم سینمای ایران و ژاپن هستش
(اظهارنظر شخصی)
خیلی حیف است که اثار شوستروم رو در سایت نداریم ، شخصی که برگمان کبیر همیشه او را ستایش می کرد و برایش الهام بخش بود
ای کاش اثار شاهکار این بزرگان سریع تر کامل شود
حقا که این اثر تونست زندگی رو به سبکی خاص معنا و تعریف کنه ،روند فیلم خیلی ملموس و قابل لمس بود ...
واقعا باید به احترام برگمن کلاه از سر برداشت
واقعا زیبا بود. سرشار از احساسات حتما نگاه کنید.و بازی ویکتور شوستروم فوق العاده بود.
عالی . . .
نکاتی در مورد یکی از شاهکارهای برگمان:
روایت فیلم در بخش‌هایی که «آیزاک» خاطرات‌ گذشته‌اش را مرور می‌کند، در عرض ۲۴ ساعت و با افراد متفاوتی از پنج نسل می‌گذرد، تا برگمان تصویری جامع و کامل از رابطه‌های انسانی را ارائه دهد.
رابطۀ سرد «برگمان» با پدرومارش در کودکی، که نتیجۀ بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به «برگمان» بود، در شخصیت سرد سوئدی او در آینده تاثیری عمیق داشت. «برگمان» در حین فیلم‌برداری این فیلم در آستانۀ جدایی از سومین همسرش «بی‌بی اندرسون» بود که بازیگر همین فیلم نیز بود.علت جدایی را «برگمان» شک و بدگمانی‌ نسبت به یکدیگر عنوان کرد. دراین فیلم نیر در سکانس خیانت همسر «ایزاک»، می‌توان این تصور «برگمان» را از همسرش دریافت.
عنوان سوئدی فیلم (Smultronsallet) که به اشتباه در انگلیسی (wild strawberries) ترجمه شده و در زبان فارسی هم با همین عنوان جا افتاده است، در واقع به معنای «محل رویش توت فرنگی‌های وحشی» است. توت‌فرنگی‌های وحشی نمادی هستند از تابستان، هوس و گناه.
برگمان برای نقش «آیزاک» از وجود کارگردان برجستۀ دوران صامت سینمای سوئد، «ویکتور شوستروم» بهره می‌گیرد. هم چنین اسم شخصیت فیلم «آیزاک بورگ» از دو کلمه‌ تشکیل شده است: آیزاک یا ایساک مترادفIce و بورگ Burg به معنی دژ یا سرزمین، معنی کوه یخ یا سرزمین یخی را تداعی می‌کند که مبین شخصیت سرد او نیز می‌باشد.
اثر یک هنرمند واقعی تجلی درون، افکار، عقاید و دغدغه های هنرمند روشنفکر است.
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو