مردی در روزگار ناامن جنگ های داخلی و هجوم راهزنان، روستا، خانه و همسرش را ترک گفت. رفت و دشواری های بسیار از سر گذراند. شاهدختی با او آشنا شد و به یکدیگر دل بستند. اما مرد سرانجام دانست که به روح شاهدخت عاشق شده است، و این موجودی راستین نیست. سال ها گذشت و مرد به انه بازگشت. شامگاهان به روستایش رسید، دید که خانه برجاست و چراغی در آن روشن. همسرش رو یافت، تهیدست و اندوهگین، اما همچنان مهربان که خاموش اندک شامی آماده کرد و خود کنار آتش نشست. سحرگاه مرد بیدار شد؛ دید تنهاست. از همسایگان که به دشواری بازش شناختند، شنید که زنش مدت ها پیش کسته شده است؛ و در باغچهی خانه به خاکش سپرده اند. مرد گور را یافت. پس شبی که گذشت چه کسی از اون پذیرایی کرده بود؟ کدام نگاه در آمیزه ای از عشق و رنجش به او خیره مانده بود؟ کدام دست چنان بخشنده او را نوازش داده بود؟
این پایان فیلم اوگتسو مونوگاتاری ساختهی کنجی میزگوچی است. اثری که پس از سال ها، در یادم همچون حضور زن در آن شامگاه روستا زنده است. فیلم با ظرافت از گوهر راستین یاد کرده است: تصاویر دنیای خیالی به چشم ما واقعیت مییابند و زنده میشوند؛ و ما آرام، از جهان زندگی هر روزهی خویش دور می شویم. آن مرد به تصاویری گذرا، به زندگی اشباح، با ورداشت؛ و راز آن شب و آن سال ها که بر او گذشت همین باور بود. سینما نیز گذر راه از بیداری به خواب، از واقعیت به خیال است، در تاریکی سینما به تصاویر گذرا باو می آوریم و اشباحی را زنده می بینیم. پس فیلم به یادمان هایمان همانند میشود. نگاهی است به آنچه می روزد، و در این رفتن راستتر و زندهتر از هر چیز دیگر می نماید.
0
amir.kiani7
۸ سال پیش
لطفا فیلم های ازو رو هم در سایت قرار بدید. سینمای زاپن یعنی ازو.میزوگوچی.کوراساوا.میازاکی
0
ali hafezi
۸ سال پیش
سینمای ژاپن آرام و بی هیچ هیاهویی فکر آدمی را به تکاپو می اندازد
0
zahirazimi5
۸ سال پیش
سانشوی مباشر رو دوست نداشتم ... نمیدونم شاید بد موقع دیدمش ، اما این یکی فیلم میزوگوچی هر نما و صحنه اش درگیرکننده بود و فوق العاده کارگردانی شده بود ، اصلا آدم حسن نمیکرد واسه شصت سال پیش ه و یه جورایی مثل فیلم کوایدان کوبایاشی ریشه در اساطیر ژاپن داشت ، مثل رمان های هاروکی موراکامی
3
amirrezarahimzadeh
۹ سال پیش
فقط اندکی تفکر در این فیلم انسانو به جنون میکشونه
1
koroshnazari
۹ سال پیش
هنوز باید زندگی و زیست کرد تا به سینمای این بزرگ مرد شرقی رسید خیلی زود بشه به عمیق ترین درد انسانی رو درک کرد.
به احترام سینمای میزوگوچی به رسم ادب ایرانی می ایستیم و به رسم ادب ژاپنی چهار زانو می نشینیم.
0
میلاد یاسکندی
۹ سال پیش
دستان پردازی عالی...بخیلی ساده وروان داستان به سمت جلو پیش میره واخر سرم خیلی عالی به نتیجه گیری میرسه...طوری که جای هیچ جوری ابهام و ایرادگیری برای مخاطب باقی نمی مونه...این اولین فیلم از میزوگوچی بود که دیدم و بهش ۱۰ میدم
0
farzamghadirinia
۹ سال پیش
یک شاهکار به تمام معنا
و باز هم بازی فراموش نشدنی و فوق العالده ی ماچیکو کیو
این فیلم واقعا جزو زیباترین فیلم های تاریخ سینماست
1
tiamoreu
۹ سال پیش
یعنی میشه این همه حرف رو تو یک فیلم زد؟ به نظر من نمیشه اما این فیلم ثابت کرد که میشه!
1
amirmohamadi_cr7
۹ سال پیش
بهترین فیلمساز شرق در تاریخ.
7
kingmasoud73
۹ سال پیش
این فیلم نهایت سینماست...یعنی هیچ کلمه ای در وصفش نمیشه گفت
2
nimayasishinigami
۹ سال پیش
چقد این فیلم لذت بخشه...
32
academytaraneh
۱۰ سال پیش
سینمای ژاپن با آثار میزوگوچی به بلوغ رسید
همانگونه که کوروساوا گفته است بعد از او کسی نمیتواند گذشته ی ژاپن را آن طور روشن و واقعی نشان دهد ، میزوگوچی پیش از آنکه یک کارگردان باشد ، همواره یک نقاش بوده است. همینکه او قبل از گرایشش به سینما در حرفه ی نقاشی فعال بوده روشنگر این موضوع است که چندان غریب نیست اگر او را خالق تصاویر خالص ، تکرار نشدنی و اثیری در سینما می یابیم ، او ما را با خود به ماوراء می برد تا چشم انداز تکرار شونده و محدود زمینی را در دیدگان مان وسعت بخشد.
شاعر نفرین شده ی قطعاتِ ممنوع شارل بودلر می نویسد : « لازم بود در همه ی اعصار و در همه ی تمدن ها انسان هایی باشند با چشم اندازی فراتر از زمین تا بتوانند زیستن را به بشریت حیوانی بیاموزند ، انسان به تنهایی قادر نبود آن را کشف کند »
میزوگوچی از همین دسته انسان هاست دغدغه های او هستی شناسانه ، نه سینمایی ست گر چه این عدم اولویت او را نسبت به فرم و ساختار آثارش سهل انگار نکرده و ما شاهد ناب ترین تکنیک های ابداعی و تلفیقی وی در آثار بجای مانده هستیم ، دنیای او وسیع تر و در عین حال شخصی تر از دیگر همعصرانش بود.
میزوگوچی با عملکرد خود در سینما منفعت طلبی و شعارگونگی را تحقیر کرد ، اینجاست که میتوان معنای رسالت او را دریافت : آثار او جایگزین آفرینش خیر می شوند ، آنها تجلی رایگانیِ آگاهی اند ، قلمرو خیال را بر میاشوبند و مساله ی آفرینش نخستین و مطلق اثر هنری را پیش می کشند . برای درک بیشتر آثار او باید نوعی دوگانگی در مفهوم طبیعت را نزد او نتیجه گیری کنیم ، اینگونه در بررسی دقیق تر درمی یابیم که مراتب معنایی بسیاری برای وی موجودند ، مراتبی که به نخستینِ آنها در این متن اشاره شد...
با مهر - گلستانی
5
ساسان شهبازی
۱۰ سال پیش
چه میزانسن هایی!! چه نماهایی! بازی های عالی و نورپردازی دیوونه کننده!! فیلمی که ۶۲ سال پیش ساخته شده ولی انسان حریص و سربه هوای امروزی رو روایت میکنه
1
ox1390
۱۰ سال پیش
فرمت صداش برای من پشتیبانی نمیشه تعجب کردم از دوستان کسی میتونه لطفا راهنمایی کنه / تبلت گلاکسی نوت و با نرم افزار MX پلییر / شاید چیزی رو نمیدونم /
3
m1991g
۱۰ سال پیش
قطعا یکی از شاهکار های سینمای ژاپن که در انتها مو به تن آدم سیخ میکنه!از منظر نماها ،نور پردازی و میزانسن ها هم فوق العاده چشم نواز!
26
hanabizhani
۱۰ سال پیش
این فیلم که مال دست کم ۶۰ سال پیشه از خیلی از فیلم های امروزی بهتره .. اصلاً مایه خجالته که بخوام مقایسه کنم این شاهکارارو با فیلم های امروزی....
5
saeeddada11
۱۰ سال پیش
سینمای ژاپن، لطیف ترین و انسانی ترین سینمای جهان. اثری زیبا از پرسابقه ترین و یکی از پرکاترین فیلم سازان ژاپن
4
dashakol777
۱۰ سال پیش
اصالت از این فیلم میباره. واقعا آدم به شرقی بودن خودش افتخار میکنه وقتی این فیلمو می بینه و هنر افسانه پردازی شرق رو نگاه میکنه
7
vcorleone1990
۱۰ سال پیش
شاهکاری گمنام و تماشایی...از باشکوه ترین فیلمهای سینمای ژاپن یا تاریخ سینما...
2
ALIREZA TAVALLAIE
۱۰ سال پیش
بی نظیر فیلمی که در محتوا یک اثر فلسفی عمیق است و در فرم یکی از پرچم داران زمانش
2
mirahmadi99
۱۰ سال پیش
چقدر عمیق و زیبا بود بی نظیر به (معنای واقعی) تنها واژه ای هست که میشه در وصف این شاهکار گفت از لحاظ تکنیک به عنوان یه فیلم جریان ساز به مراتب از همشهری کین بهتر بود
6
darkheart00100
۱۰ سال پیش
از فیلمهایی که نشان قدرت سینمای کلاسیک ژاپن و در حین دیدنش احساس کردم در نثری از کافکا گیر کردم.... مسخ شدم...
6
Javad.M
۱۰ سال پیش
یک فیلم زیبا و جاودان
3
permon1361
۱۰ سال پیش
شاهکار ابدی با مایه هایی از سوررئالیسم
4
masoodmahmoodvand
۱۱ سال پیش
در حد آثار کروساوا
7
forughesimorgh
۱۱ سال پیش
دیدن این دو فیلم استاد بزرگ شرق به همۀ سینما دوستان توصیه می شود:
۱. اوجتسو مونوگاتاری
۲. سانشوی مباشر
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
"سینما آشکار نمی کند، پنهان میدارد."
مردی در روزگار ناامن جنگ های داخلی و هجوم راهزنان، روستا، خانه و همسرش را ترک گفت. رفت و دشواری های بسیار از سر گذراند. شاهدختی با او آشنا شد و به یکدیگر دل بستند. اما مرد سرانجام دانست که به روح شاهدخت عاشق شده است، و این موجودی راستین نیست. سال ها گذشت و مرد به انه بازگشت. شامگاهان به روستایش رسید، دید که خانه برجاست و چراغی در آن روشن. همسرش رو یافت، تهیدست و اندوهگین، اما همچنان مهربان که خاموش اندک شامی آماده کرد و خود کنار آتش نشست. سحرگاه مرد بیدار شد؛ دید تنهاست. از همسایگان که به دشواری بازش شناختند، شنید که زنش مدت ها پیش کسته شده است؛ و در باغچهی خانه به خاکش سپرده اند. مرد گور را یافت. پس شبی که گذشت چه کسی از اون پذیرایی کرده بود؟ کدام نگاه در آمیزه ای از عشق و رنجش به او خیره مانده بود؟ کدام دست چنان بخشنده او را نوازش داده بود؟
این پایان فیلم اوگتسو مونوگاتاری ساختهی کنجی میزگوچی است. اثری که پس از سال ها، در یادم همچون حضور زن در آن شامگاه روستا زنده است. فیلم با ظرافت از گوهر راستین یاد کرده است: تصاویر دنیای خیالی به چشم ما واقعیت مییابند و زنده میشوند؛ و ما آرام، از جهان زندگی هر روزهی خویش دور می شویم. آن مرد به تصاویری گذرا، به زندگی اشباح، با ورداشت؛ و راز آن شب و آن سال ها که بر او گذشت همین باور بود. سینما نیز گذر راه از بیداری به خواب، از واقعیت به خیال است، در تاریکی سینما به تصاویر گذرا باو می آوریم و اشباحی را زنده می بینیم. پس فیلم به یادمان هایمان همانند میشود. نگاهی است به آنچه می روزد، و در این رفتن راستتر و زندهتر از هر چیز دیگر می نماید.
لطفا فیلم های ازو رو هم در سایت قرار بدید.
سینمای زاپن یعنی ازو.میزوگوچی.کوراساوا.میازاکی
سینمای ژاپن آرام و بی هیچ هیاهویی فکر آدمی را به تکاپو می اندازد
سانشوی مباشر رو دوست نداشتم ... نمیدونم شاید بد موقع دیدمش ، اما این یکی فیلم میزوگوچی هر نما و صحنه اش درگیرکننده بود و فوق العاده کارگردانی شده بود ، اصلا آدم حسن نمیکرد واسه شصت سال پیش ه و یه جورایی مثل فیلم کوایدان کوبایاشی ریشه در اساطیر ژاپن داشت ، مثل رمان های هاروکی موراکامی
فقط اندکی تفکر در این فیلم انسانو به جنون میکشونه
هنوز باید زندگی و زیست کرد تا به سینمای این بزرگ مرد شرقی رسید خیلی زود بشه به عمیق ترین درد انسانی رو درک کرد.
به احترام سینمای میزوگوچی به رسم ادب ایرانی می ایستیم و به رسم ادب ژاپنی چهار زانو می نشینیم.
دستان پردازی عالی...بخیلی ساده وروان داستان به سمت جلو پیش میره واخر سرم خیلی عالی به نتیجه گیری میرسه...طوری که جای هیچ جوری ابهام و ایرادگیری برای مخاطب باقی نمی مونه...این اولین فیلم از میزوگوچی بود که دیدم و بهش ۱۰ میدم
یک شاهکار به تمام معنا
و باز هم بازی فراموش نشدنی و فوق العالده ی ماچیکو کیو
این فیلم واقعا جزو زیباترین فیلم های تاریخ سینماست
یعنی میشه این همه حرف رو تو یک فیلم زد؟ به نظر من نمیشه اما این فیلم ثابت کرد که میشه!
بهترین فیلمساز شرق در تاریخ.
این فیلم نهایت سینماست...یعنی هیچ کلمه ای در وصفش نمیشه گفت
چقد این فیلم لذت بخشه...
سینمای ژاپن با آثار میزوگوچی به بلوغ رسید
همانگونه که کوروساوا گفته است بعد از او کسی نمیتواند گذشته ی ژاپن را آن طور روشن و واقعی نشان دهد ، میزوگوچی پیش از آنکه یک کارگردان باشد ، همواره یک نقاش بوده است. همینکه او قبل از گرایشش به سینما در حرفه ی نقاشی فعال بوده روشنگر این موضوع است که چندان غریب نیست اگر او را خالق تصاویر خالص ، تکرار نشدنی و اثیری در سینما می یابیم ، او ما را با خود به ماوراء می برد تا چشم انداز تکرار شونده و محدود زمینی را در دیدگان مان وسعت بخشد.
شاعر نفرین شده ی قطعاتِ ممنوع شارل بودلر می نویسد : « لازم بود در همه ی اعصار و در همه ی تمدن ها انسان هایی باشند با چشم اندازی فراتر از زمین تا بتوانند زیستن را به بشریت حیوانی بیاموزند ، انسان به تنهایی قادر نبود آن را کشف کند »
میزوگوچی از همین دسته انسان هاست دغدغه های او هستی شناسانه ، نه سینمایی ست گر چه این عدم اولویت او را نسبت به فرم و ساختار آثارش سهل انگار نکرده و ما شاهد ناب ترین تکنیک های ابداعی و تلفیقی وی در آثار بجای مانده هستیم ، دنیای او وسیع تر و در عین حال شخصی تر از دیگر همعصرانش بود.
میزوگوچی با عملکرد خود در سینما منفعت طلبی و شعارگونگی را تحقیر کرد ، اینجاست که میتوان معنای رسالت او را دریافت : آثار او جایگزین آفرینش خیر می شوند ، آنها تجلی رایگانیِ آگاهی اند ، قلمرو خیال را بر میاشوبند و مساله ی آفرینش نخستین و مطلق اثر هنری را پیش می کشند . برای درک بیشتر آثار او باید نوعی دوگانگی در مفهوم طبیعت را نزد او نتیجه گیری کنیم ، اینگونه در بررسی دقیق تر درمی یابیم که مراتب معنایی بسیاری برای وی موجودند ، مراتبی که به نخستینِ آنها در این متن اشاره شد...
با مهر - گلستانی
چه میزانسن هایی!! چه نماهایی! بازی های عالی و نورپردازی دیوونه کننده!!
فیلمی که ۶۲ سال پیش ساخته شده ولی انسان حریص و سربه هوای امروزی رو روایت میکنه
فرمت صداش برای من پشتیبانی نمیشه تعجب کردم از دوستان کسی میتونه لطفا راهنمایی کنه / تبلت گلاکسی نوت و با نرم افزار MX پلییر / شاید چیزی رو نمیدونم /
قطعا یکی از شاهکار های سینمای ژاپن که در انتها مو به تن آدم سیخ میکنه!از منظر نماها
،نور پردازی و میزانسن ها هم فوق العاده چشم نواز!
این فیلم که مال دست کم ۶۰ سال پیشه از خیلی از فیلم های امروزی بهتره .. اصلاً مایه خجالته که بخوام مقایسه کنم این شاهکارارو با فیلم های امروزی....
سینمای ژاپن، لطیف ترین و انسانی ترین سینمای جهان.
اثری زیبا از پرسابقه ترین و یکی از پرکاترین فیلم سازان ژاپن
اصالت از این فیلم میباره. واقعا آدم به شرقی بودن خودش افتخار میکنه وقتی این فیلمو می بینه و هنر افسانه پردازی شرق رو نگاه میکنه
شاهکاری گمنام و تماشایی...از باشکوه ترین فیلمهای سینمای ژاپن یا تاریخ سینما...
بی نظیر
فیلمی که در محتوا یک اثر فلسفی عمیق است و در فرم یکی از پرچم داران زمانش
چقدر عمیق و زیبا بود
بی نظیر به (معنای واقعی) تنها واژه ای هست که میشه در وصف این شاهکار گفت
از لحاظ تکنیک به عنوان یه فیلم جریان ساز به مراتب از همشهری کین بهتر بود
از فیلمهایی که نشان قدرت سینمای کلاسیک ژاپن و در حین دیدنش احساس کردم در نثری از کافکا گیر کردم.... مسخ شدم...
یک فیلم زیبا و جاودان
شاهکار ابدی با مایه هایی از سوررئالیسم
در حد آثار کروساوا
دیدن این دو فیلم استاد بزرگ شرق به همۀ سینما دوستان توصیه می شود:
۱. اوجتسو مونوگاتاری
۲. سانشوی مباشر