
استن کارلیسل جاه طلب به عنوان دستیار برای روانکاوی به نام زینا کرامبین که با پیت الکلی ازدواج کرده کار می کند.این زوج روش مخصوصی را ابداع کرده تا ادعا کنند می توانند ذهن دیگران را بخوانند.برنامه آنها تا زمانی که پیت به الکل روی آورد موفقیتهای زیادی بدست آروده بود.استن قصد دارد روش آنها را یاد گرفته و کارناول را به عنوان یک روانکاو موفق ترک کند اما...

« پروفسور ریچارد وانلى » ( رابینسن ) ، مرد چهل ساله ى فرهیخته اى است. همسر و فرزندان « وانلى » براى تعطیلات به مسافرت رفته اند. او خیلى زود با « آلیس رید » ( بنت ) آشنا مىشود . اما در آپارتمان « آلیس » ناگهان دوست پولدار او ، « کلود مازار » ( لافت ) سر مىرسد و گمان مىبرد آن دو با هم رابطهاى دارند. دعوایى در مىگیرد و « وانلى » حین دفاع از خود ، « مازار » را مىکشد.

«مل فان» (بروکس)، کارگردان مشهوري که در اثر اعتياد به الکل گوشه نشين شده، تصميم مي گيرد براي نجات کمپاني ورشکسته ي بيگ پيکچر کارش را از سر بگيرد. او هم راه هم رزمانش، «مارتي اگز» (فلدمن) و «دام بل» (د لوييز)، طرح شان را به رئيس کمپاني ارائه مي کنند: يک فيلم صامت چند ميليون دلاري وپر از ستارگان سينما.