"ویکتور پیورت" کارخانه دار متعصب و سرسخت فرانسوی است که توسط "محمد لربی" یکی از رهبران شورشی عرب به گروگان گرفته می شود. آن دو لباس خاخامها را پوشیده و سعی می کنند از دست قاتلی که توسط دولت "محمد" فرستاده شده و همچنین پلیس فرار کنند...
"چارلی وریک" و دوستانش به یک بانک کوچک دستبرد می زنند. آنها که انتظار پول کمی را داشتند، با مقدار زیادی پول مواجه می شوند. آنها که به سرعت متوجه می شوند پولها متعلق به مافیا است، باید نقشه ای برای فرار از دست آنها طراحی کنند...
مردی که در هنرهای رزمی مهارت بالایی دارد، قبول می کند که برای جاسوسی به دعوت یکی از تبهکاران بزرگ، برای شرکت در مسابقه رزمی پاسخ مثبت دهد. گرچه او از پذیرفتن این دعوت، اهداف دیگری هم دارد.
دو آواره - «ماکس» (هاکمن) و «لاين» (پاچينو)- در کاليفرنياي شمالي با هم آشنا مي شوند و وقتي «ماکس» تعريف مي کند که مي خواهد با پس اندازهايش در دوران حبس، در پيتسبرگ يک کارواش راه بيندازد، تصميم مي گيرند با هم کار کنند...
این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام اثر خوزه آنتونیو گارسیا بلاسکز ساخته شده است، داستان جاسینتو مارتین دل ریو، با نام مستعار "جاچی"، پسر بی پدری را روایت می کند که نسبت به مادرش، یک بیوه بورژوا با عمویش، عشقی تقریباً ناسالم احساس می کند.
خوکی بنام «ویلبور» از این ترس دارد که در انتهای فصل تبدیل به غذای روی میز صاحب مزرعه بشود. او به کمک یک عنکبوت سعی می کند تا از این اتفاق جلوگیری کند...