
هیل ولی، سال ۱۹۸۵٫ «مارتی مک فلای» جوان (فاکس) نزد «دکرت امت براون» (لوید)، مخترع دیوانه، می رود که می خواهد ماشین زمانی را که ساخته، آزمایش کند. ماشین زمان به کار می افتد، ولی «براون» با رگبار مسلسل چند تروریست لیبیایی کشته می شود. «مارتی» نیز با ماشین زمان فرار می کند و به ۱۹۵۵ می رود.

ماسلز (جکي چان) پليس ويژه ي هنگ کنگ در پي دستگيري باند تبهکاري معروف به مترسک ها در ژاپن دچار مشکل ميشود. او از والتر رئيس پليس ميخواهد تا تي پات (ساموهانگ) دوست قديمي که البته خلافکاري خوش قلب است را براي کمکش به ژاپن بفرستد. تي پات به همراه چند تن از دوستان ناجورش به ژاپن ميايد و...

سال ۲۰۲۹ در بحبوحه ي جنگي هسته اي، ماشين ها و روبات ها عملا کنترل زمين را به دست گرفته اند و مشغول نابود کردن آخرين انسان هاي باقي مانده هستند. «نابودگر» (شوارتسنگر) موجودي ماشيني است که به سال ۱۹۸۴ فرستاده مي شود تا زني جوان به نام «سارا کانر» (هميلتن) را که مادر «جان»، ناجي بشريت در جدال با روبات ها خواهد بود، بکشد.