
زمانی که در اتفاقی عجیب تلفن های همراه مردم در آسمان شناور می شوند و همانند دسته پرنده ها حرکت می کنند، دولت برای مبارزه با این تهدید که فراتر از درک فعلی علم است، دانشمندان را برای کمک فرا می خواند. دکتری به نام واسگاران مشغول به ساخت موجودی عجیب میشود. او با ترکیب چند قدرت موجود جدیدی به نام چیتی را خلق میکند تا بتواند به کمکش جلوی این اتفاقات را بگیرد که...

همه چیز از باران و توفان آغاز میشود. پدری برای پسرش داستانی اسطوره ای را نقل میکند؛ داستانی به غایت غریب که اما خیلی زود باورش میکنیم. در چند بخش زندگی شخصیت اصلی را شاهدیم: در اوایل قرن بیستم با یک کودک و مادربزرگ وحشیاش که در روستایی به نام تومباد (Tumbbad) در زنجیر نگهداری میشود روبرو هستیم، اما این مادربزرگ راز گنج و محل آن را میداند. این پسر به هنگام ترک آنجا با مادرش به او قول میدهد که هیچ گاه به تومباد بازنگردد، اما در اپیزود بعد او بازگشته و راز گنج را از مادربزرگش میپرسد و این آغاز ماجرای پر پیج و خمی است که این مرد را به هزارتوی وحشتناکی میکشاند؛ هزار توی حرص و آز.