بالاچاندران، مردی با گذشته ای تاریک، با آلاگینی ازدواج می کند و تبدیل به فردی شاد و مهربان می شود. اما جن، موجودی ماوراءالطبیعه، کنترل بالاچاندران را به دست می گیرد و باعث می شود که او اعتماد خود را از دست بدهد و با عواقب وحشتناکی روبرو شود...
سانجی و آدیتی، عاشق هم می شوند و آرزوی ازدواج دارند. با این حال، با دانستن اینکه والدین آنها را قبول نمی کنند، آنها برنامه ای برای متقاعد کردن آنها در نظر می گیرند...
بازرس مالوترا در تعقب و گریز فرد خلافکاری باعث ربوده شدن یکی از فرزندان دوقولوی خود به نام راجا میشود که در محلات فقیر و خلافکار بزرگ میشود و پریم همراه والدین خود در خارج تحصیلات دانشگاهی خود را میخواند وقتی این دو مقابل هم قرار میگیرند …
این داستان سانجانا، دختری از نسل امروزی است که سرشار از زندگی پر جنب و جوش است. او زندگی را بر اساس شرایط خودش میگذراند و وقتی مادرش سوشیلا ترتیبی میدهد تا پسری را ببیند که منجر به ازدواج میشود، بسیار ناراحت میشود.